عکس بازیگران ایرانی

وبلاگ تخصصی عکس بازیگران سینما و تلوزیون-مطالب فوتبالی-هرچی بخوای اینجا هست

مرد سینما تلویزیون و رادیو داریوش فرهنگ

داریوش فرهنگ(هنرپیشه سینمای ایران)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 17:44  توسط مهدی خسروی  | 

علی قربانزاده بازیگر سینما و تلویزیون

قربان زاده(بازيگر سينما)

قربان زاده(بازيگر سينما)

قربان زاده(بازيگر سينما)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 17:39  توسط مهدی خسروی  | 

امین تارخ در نشست خبری

امین تارخ (هنرپیشه سینمای ایران)
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 17:31  توسط مهدی خسروی  | 

ابولفضل پور عرب در تبلیغات

پور عرب(بازيگر سينما)
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 17:21  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی شبنم قلی خانی

شبنم قلي‌خاني در نوزدهم آبان سال 1356 در تهران به دنيا آمد، او داراي ديپلم رياضي فيزيك است، در دانشگاه در

رشته‌ي تئاتر قبول شد و گرايش طراحي صحنه را انتخاب كرد. چندي بعد در كنكور كارشناسي ارشد در گرايش كارگرداني تئاتر مشغول به تحصيل شد و هم ‌اكنون فارغ‌التحصيل اين رشته است، وي كارش را از سال 1375 با تئاتر آنتيگونه آغاز كرد و در سال 76 با همين تئاتر، در شهر تئاتر شهر بر روي صحنه رفت، اولين كار او باعث شد، وي با بازي در فيلم‌ سينمايي «مريم مقدس» به كارگرداني شهريار بحراني چهره شود. به سال 79 بود كه او يك شبه ره صد ساله پيمود، از ديگر فيلم‌هاي سينمايي كه او ايفاي نقش كرد، مي‌‌توان به يك الف ناقابل، عطش، جوجه اردك من و وعده ديدار اشاره داشت، همچنين او در مجموعه‌هاي تلويزيوني زيادي ايفاي نقش كرده است كه از آن جمله مي‌ توان به «اولين شب آرامش» اشاره كرد كه هفته گذشته آخرين قسمت آن پخش شد...
    
    جمعه 19 آبان تولد اين بازيگر تواناي سينما و تلويزيون است، او بجز مدرك تحصيلي كه اخذ كرده، يك دوره آموزش گريم سينمايي و چهره‌پردازي زير نظر استاد جلال‌الدين معيريان گذرانده و يك دوره آموزش فيلم‌نامه نويسي نيز دركلاس‌هاي حوزه هنري زير نظر فريدون جيراني ديده است، وي در حال حاضر غير از بازيگري و كارگرداني فيلم در دانشگاه آزاد مشغول تدريس رشته تئاتر به دانشجويان است، وي در زمينه ساخت فيلم كوتاه هم فعاليت مي‌‌كند، ابتدا فيلمي به نام «من تنها» را ساخت و سپس فيلم ديگري به نام «خونه» را كارگرداني كرد...
    
    شبنم قلي‌خاني، در كنار مادرش در منطقه سعادت‌آباد تهران زندگي مي‌‌كند، چرا كه سال‌ها پيش پدرش دارفاني را وداع گفته است.
    
    آخرين كاري كه از او در نوبت پخش است، اثر «اگر عشق نبود» به كارگرداني فياض موسوي است، وي در اين مجموعه

نقش دختري به نام پريسان را ايفا مي‌كند، پريسان دختري است كه مي‌تواند با مشكلات به تنهايي كنار بيايد، او به عرفان رو مي‌آورد و اين معنويت در زندگي‌اش باعث مي‌شود كه از پس مشكلات برآيد.
    
    همان طور كه گفتيم، قلي‌خاني در سال 82 پدرش را از دست داد و حالا با مادرش زندگي مي‌كند، او فرزند سوم خانواده است، يك برادر و يك خواهر بزرگ‌تر از خود دارد كه هر دو متاهل و داراي فرزند هستند.


    
    او از لحاظ شخصيتي آدم جالبي است، آدم‌هاي مختلف را در زندگي به راحتي مي‌تواند تحمل كند و به قول معروف زود از كوره در نمي‌رود، اما ناگفته نماند كه گاهي اوقات محيط كار و زندگي خسته‌اش مي‌كند، با اينكه در قبال اطرافيان تحمل دارد، اما در رابطه با خودش اين‌گونه نيست.
    
    قلي‌خاني در مورد مجموعه اولين شب آرامش مي‌‌گويد: «نقش آذر را دوست داشتم و از اينكه اين نقش را بازي كردم راضي‌ام، آذر بر پايه احساساتش فكر نمي‌‌كرد و از روي منطق عمل مي‌‌كرد، همان طور كه در مجموعه ديديم كه او در روز

ازدواج از «سفره عقد» بلند مي‌شود و مي‌رود، به نظرم آذر تصميم درستي گرفت، او به حرف دلش گوش كرد.
    
    علاقه او به «فرزاد» باعث مي‌شود كه وارد زندگي عليرضا نشود تا او را بدبخت كند او مي‌خواست مجبور نباشد تا يك عمر به طرف مقابل دروغ بگويد و وانمود كند كه دوستش دارد، اما خودش كس ديگري را در دل دوست داشته باشد. گرچه در آخرين لحظات به اين فكر افتاد، اما تصميم درست و منطقي همين بود.
    
    قلي‌خاني درباره يك فيلم خوب مي‌گويد: يك فيلم يا مجموعه ابتدا به فيلمنامه قوي بر مي‌گردد، اگر چيزي غير از آن باشد، اثر خوب در نمي‌آيد... قلي‌خاني امروز 29 ساله شده كه براي يك بازيگر سن تجربه در سينما است، او خوشحال است كه در طول زندگي‌اش انسان مفيدي بوده است، دو مدرك تحصيلي، استاد دانشگاه، بازيگر قابل تئاتر، سينما و تلويزيون و از همه مهم‌تر انساني است كه از حاشيه به دور است، جشن تولد شبنم را تلفني به او تبريك مي‌گوييم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:44  توسط مهدی خسروی  | 

بيوگرافي:سميرا مخملباف

Honarpisheh.Com

متولد 26 بهمن 1358 در تهران. در 8 سالگي در فيلم بايسيكل‏ران ساخته پدرش بازي كرد.

در سن 17 سالگي فيلم سينمايي "سيب" را ساخت. و در 18 سالگي به عنوان جوان‏ترين كارگردان جهان در بخش رسمي فستيوال كن (1998) حضور يافت. فيلم سيب سميرا در ظرف دو سال به بيش از 100 فستيوال بين‏المللي دعوت شد و در بيش از 30 كشور جهان اكران شد. سميرا در سال 1999، دومين فيلم سينمايي خود را به نام "تخته‏سياه" ساخت و در سال 2000 دوباره به عنوان جوان‏ترين كارگردان جهان در بخش مسابقه فستيوال كن حضور يافت و جايزه ويژه هيات داوران را از آن خود ساخت.

سومین ساخته وی به نام "پنج عصر" در سال 2003 در بخش مسابقه اصلی کن پذیرفته شد و بار دیگر موفق به دریافت جایزه ویژه هیأت داوران از جشنواره کن شد. وی در جشنواره های مهمی چون کن، ونیز و برلین به عنوان داور حضور یافته است.

كارگرداني:

1. سيب

2. تخته سياه

3. 11 سپتامبر (فيلم‌ كوتاه)

4. پنج عصر


داوري‏ها :

1-جشنواره بين المللي فيلم كن در فرانسه سال 2001

2-جشنواره بين المللي فيلم ونيز در ايتاليا سال 2000

3- جشنواره بين المللي فيلم برلين در سال 2004

4- جشنواره بين المللي فيلم مونترال در كانادا سال 2003

5- جشنواره بين المللي فيلم لوكارنو در سوئيس سال 1998

6- جشنواره بين المللي فيلم مسكو در روسيه سال 2000

7- جشنواره بين المللي فيلم ژنو در سوئيس سال 2000

8- جشنواره بين المللي فيلم قطر در دوحه سال 2001

جوايز بين‏المللي:


1-“جام ساترلند” از جشنواره فيلم لندن، انگلستان 1998، (بخاطر فيلم سيب)


2-“جايزه منتقدين بين المللي” از جشنواره فيلم لوكارنو، سوئيس 1998، (بخاطر فيلم سيب)


3-“جايزه ويژه هيئت داوران” از جشنواره فيلم تسالونيكي، يونان 1998، (بخاطر فيلم سيب)


4-“جايزه ويژه هيئت داوران” از جشنواره فيلم سائوپائولو، برزيل 1998، (بخاطر فيلم سيب)


5-“جايزه ويژه هيئت داوران” از جشنواره سينماي مستقل، آرژانتين 1999، (بخاطر فيلم سيب)


6-“جايزه منتقدين” از جشنواره سينماي مستقل، آرژانتين 1999، (بخاطر فيلم سيب)


7-“جايزه تماشاگران” از جشنواره سينماي مستقل، آرژانتين 1999، (بخاطر فيلم سيب)


8-“جايزه ويژه هيئت داوران” از جشنواره فيلم كن، فرانسه 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)


9-“جايزه مدال فدريكو فليني” از يونسكو، فرانسه 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)


10-“جايزه فرانسوا تروفو” از جشنواره فيلم جيفوني، ايتاليا 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)


11-“جايزه شهردار جيفوني” از جشنواره فيلم جيفوني، ايتاليا 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)


12-“جايزه صلح” از يونسكو، فرانسه 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)


13-“جايزه بزرگ” از موسسه فيلم آمريكا(AFI)، آمريكا 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)


14-"جايزه "ويژه هيات داوران" از بخش مسابقه اصلي فستيوال كن (2003) در فرانسه براي فيلم "پنج عصر"


15- جايزه بزرگ "كليساهاي جهان" از جشنواره فيلم كن (2003) در فرانسه براي فيلم "پنج عصر"


16- جايزه طاووس طلايي براي بهترين فيلم در بخش مسابقه سي و چهارمين جشنواره بين المللي فيلم هند, براي فيلم "پنج عصر"



17- جايزه ”سينماي جوان“ در بخش مسابقه پرده نقره‌اي هفدهمين جشنواره بين المللي فيلم سنگاپور 2004 , براي فيلم "پنج عصر"


18- سمیرا به عنوان یکی از چهل فیلمساز برتر معاصر جهان ( و جوان ترین آنها) به انتخاب گاردین، انگلیس 2004 و 2005

مرور بر آثار بين ‏المللي

1. جشنواره بين المللي كارلوويواري، جمهوري چك 2004

2. جشنواره بين المللي مونیخ، آلمان 2006

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:43  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی شیلا خداداد

شیلا خداداد

تاریخ تولد: 14 آبانماه 1359

محل تولد : تهران

در سینما ما معروف است که مسعود کمیایی به نوعی کاشف استعدادهای جوان است . این نکته جهت حضور ستارگان صاحب نامی که امروزه در سینمای ما جایگاه خاصی پیدا کرده اند ،کاملا هویدا است . تنها هدیه تهرانی و محمدرضا فروتن دو نمونه از این سوپر استار های دهه اخیر سینمای ما بوده اند که با کلید طلایی کمیایی وارد دنیای اعجاب انگیز سینما شدند و هر چند استارت اولیه همراه توسط یک کارگردان و یا تهیه کننده زده می شود اما مسئله اصلی نوع و نگاه بازیگر به هنر و مقوله بازیگری است که خود باعث ماندگاری و یا اوفل او می شود . یکی از این استعدادهایی که نخستین بار در یکی از کارهای در خود توجه مسعود کمیایی فرصت حضور یافت شیلا خداد است . بازیگر جوان و مستعدی که بر خلاف ادعای بسیاری که علاقه مندی صرفشان به تئاتر قلمداد می کنند و مدعی خوردن خاک صحنه هستند ،کارش را بازی در فیلم های سینمایی شروع کرد ،بدون آن که پرونده ای از نقش های کوتاه از اپیزودهای تلویزیونی داشته باشد .

شیلا خداداد در 14 آبان ماه سال 1359 در تهران متولد شده و دارای مدرک مهندسی شیمی می باشد .

او اولین بار بازیگری را با بازی در فیلم اعتراض کیمیایی شروع کرد . اعتراض جولانگاه خوبی برای یک جوان با استعداد کم تجربه مانند شیلا بود و بازی در کنار کسانی چون داریوش ارجمند ،میترا حجار و محمد رضا فروتن تجربه خوبی برای او به شمار می رفت. مدتی بعد حمید لبخنده کارگردان معروف سریال در پناه تو که خود بازیگرانی چون پارسا پیروز فر و لیعا زنگنه را به سینمای ایران شناسانده بود برای فیلم جدیدش یعنی آبی در کنار هدیه تهرانی ،بهرام رادان و حسن جوهرچی از وجود شیلا خداداد بهره جست . شیلا در آبی نقش یک مادر جوان و بارداررا علی رغم سکانسهای محدود به خوبی ایفا کرد و همین مقدمه خوبی برای شناخته شدن وی در فیلم عیسی می آید علی ژکان تا در این فیلم هنرپیشه نقش اول زن باشد.

او در سال 82 در فیلم قلبهای نا آرام در نقش یک عروس به کارگردانی مجید مظفری و تهیه کنندگی امید نجیب زاده در نقش مقابل حمید خندان (خواننده) ظاهر شد اما فیلم به موفقیتی چندانی نرسید.

قاسم جعفری کاگردان خوش سلیقه صدا و سیما در یک اقدام بی سابقه در در تاریخ تلویزیون در دهه اخیر ،طرح یک سریال دو زبانه را به مرحله اجرا در آورد. سریال که از جذابیتهای خاص مردم هندوستان که همواره در کشور ما محبوبیت خاصی دارند استفاده کرد. ترکیب و تلفیق دو ملیت ،دو خانواده ،دو فرهنگ  و دو زبان و تکرار همان داستانهای قدیمی فیلم های هندی که دختر و پسری عاشق هم می شوند و خانواده ها مخالفند و ساز ناکوک می زنند و با سنگ اندازی مشکلات فراوانی بر سر راه دو دلدار ایجاد می کنند تولید شد.

نکته قابل توجه و در خور تحسین این سریال فرو رفتن ماهرانه و حرفه ای شیلا خداداد در قالب یک دختر نجیب زاده هندی است.ضمن این که با کوشش های مستمر و خالصانه زبان شناسی چون ایرج نوذری ،شیلا خداداد کاملا لهجه و گویشی هندی وار دارد می توان او را به عنوان یک دختر هندی تلقی کرد.

و اما بازی آخر او در فیلم ازدواج به سبک ایرانی به کارگردانی حسین فتحی  در کنار بازیگرانی مطرحی چون داریوش ارجمند فاطمه گودرزی ،دانیل هولمز،لادن طباطبایی ،محمد رضا شریفی نیا و حسام نواب صفوی نقش شرین را ایفا کرده است.

داستان از این قرار است که یک جوان آمریکایی برای شرکت در توری برای دیدن نقاط تاریخی ایران به آژانسی می رود که شیرین خانم (شیلا خداداد)در آن کار می کند و در همان نگاه اول ،مثل قصه های شاه پریان یک دل نه صد دل عاشق شیرین خانم می شود و دل به او می بازد . اما ماجرا به همین سادگی ها نیست حاج ابراهیم(داریوش ارجمند ) دختر به خارجی نمی دهد به خصوص از نوع آمریکایی اش باشد و حالا تازه کشمکش ها آغاز شده است...


 

شیلا خداداد در چهاردهم آبان ماه سال 1359 دریک خانواده کوچک و در شهر تهران به دنیا آمد.

او دوران تحصیل خود را با موفقیت سپری کرد و در سال 75 وارد دبیرستان شد . در دبیرستان در  رشته ریاضی فیزیک به تحصیل پرداخت و در سال 78 با معدل 17 فارق التحصیل شد و به دانشگاه راه یافت . در دانشگاه رشته  مهندسی فیزیک  را برگزید و در این رشته شروع به تحصیل کرد.

شیلا خداداد به طور کاملا اتفاقی توسط مسعود کیمیایی وارد عرصه سینما شد و در کنار بزرگان این رشته شروع به کار کرد.او تاکنون در فیمهای« اعتراض ، آبی ، عیسی می آید ، قلبهای ناآرام » و مجموعه تلویزیونی « مسافری از هند » ایفای نقش نموده . وی همچنین در رشته موسیقی نیز فعالیت دارد و در چند گروه موسیقی مشغول به کار است. ورزش مورد علاقه او فوتبال و والیبال ، وتیم مورد علاقه اش استقلال است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:38  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی بهاره رهنما

نام: بهاره رهنما

تاريخ تولد: 1352

همسر پيمان قاسم خاني (نويسنده)

 ليسانس ادبيات فارسي و حقوق قضايي از دانشگاه آزاد اسلامي.

براي اولين بار با يك فيلم اكشن - افعي - به سينما‌ آمد. سپس با همسرش در فيلم عاشقانه بازي كرد.

او در سال 1380 بازي در يك فيلم كمدي - نان و عشق و موتور هزار - را تجربه كرد كه نشان از توانايي او در زمينه فيلمهاي كمدي داشت.

اما شايد بازي در فيلم گاوخوني ساخته بهروز افخمي يكي از بهترين فرصتها براي نمايش توانايي هايش باشد.

بهاره رهنما یکی از بازیگران زن ایرانی است که در 10 آذر سال 1352 در هزاوه از توابع استان مرکزی متولد شده.وی لیسانس ادبیات نمایشی و فوق لیسانس حقوق قضایی را از دانشگاه آزاد گرفته. وی همسر پیمان قاسم خانی نویسنده سینما(فیلم‌های دختری با کفشهای کتانی،دیشب باباتو دیدم آیدا،مارمولک و... و مجموعه‌های پاورچین، شبهای برره، کمربندها را ببندیم و خانهٔ ما) همچنین دختری به نام پریا قاسم خانی دارند که تجربه حضور در تئاتر پنجره‌ها و فیلم سینمایی بانو را دارد. بهاره رهنما جاری(زن برادر شوهر) شقایق دهقان بازیگر سینما و تلویزیون می‌‌باشد. بهاره رهنما از معدود بازیگرهایی است که تحصیلات بالایی در حد دانشگاهی دارد و شاید به همین خاطر در عرصه سینما و تلویزیون کم کار است. وی در عرصه نویسندگی نیز فعالیت دارد و در نشریهٔ چهل چراغ نیز می‌‌نویسد.همچنین وی از معدود هنرمندانی است که وبلاگ می‌‌نویسد

فيلم شناسی:

  • افعي (محمدرضا اعلامي، 1371)

  • عاشقانه (عليرضا داودنژاد، 1374)

  • غزال (مجتبي راعي، 1374)

  • اي نسيم باران (تله تئاتر، 1375)

  • بازگشت به خانه (مجموعه تلويزيوني، 1375)

  • بادام هاي تلخ (كاظم معصومي، 1376)

  • بچه هاي بد (عليرضا داودنژاد، 1379)

  • داستان يك شهر2 (مجموعه، اصغر فرهادي، 1379)

  • ملاصدرا (مجموعه تلويزيوني، 1379)

  • پيش از آشنايي (تله تئاتر، 1379)

  • نان و عشق و موتور هزار (ابوالحسن داودي، 1380)

  • گاوخوني (بهروز افخمي، 1381)

سریال های تلویزیونی:

  • ما مستاجریم

  • زیرزمین 1385

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:35  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی بهاره رهنما

نام: بهاره رهنما

تاريخ تولد: 1352

همسر پيمان قاسم خاني (نويسنده)

 ليسانس ادبيات فارسي و حقوق قضايي از دانشگاه آزاد اسلامي.

براي اولين بار با يك فيلم اكشن - افعي - به سينما‌ آمد. سپس با همسرش در فيلم عاشقانه بازي كرد.

او در سال 1380 بازي در يك فيلم كمدي - نان و عشق و موتور هزار - را تجربه كرد كه نشان از توانايي او در زمينه فيلمهاي كمدي داشت.

اما شايد بازي در فيلم گاوخوني ساخته بهروز افخمي يكي از بهترين فرصتها براي نمايش توانايي هايش باشد.

بهاره رهنما یکی از بازیگران زن ایرانی است که در 10 آذر سال 1352 در هزاوه از توابع استان مرکزی متولد شده.وی لیسانس ادبیات نمایشی و فوق لیسانس حقوق قضایی را از دانشگاه آزاد گرفته. وی همسر پیمان قاسم خانی نویسنده سینما(فیلم‌های دختری با کفشهای کتانی،دیشب باباتو دیدم آیدا،مارمولک و... و مجموعه‌های پاورچین، شبهای برره، کمربندها را ببندیم و خانهٔ ما) همچنین دختری به نام پریا قاسم خانی دارند که تجربه حضور در تئاتر پنجره‌ها و فیلم سینمایی بانو را دارد. بهاره رهنما جاری(زن برادر شوهر) شقایق دهقان بازیگر سینما و تلویزیون می‌‌باشد. بهاره رهنما از معدود بازیگرهایی است که تحصیلات بالایی در حد دانشگاهی دارد و شاید به همین خاطر در عرصه سینما و تلویزیون کم کار است. وی در عرصه نویسندگی نیز فعالیت دارد و در نشریهٔ چهل چراغ نیز می‌‌نویسد.همچنین وی از معدود هنرمندانی است که وبلاگ می‌‌نویسد

فيلم شناسی:

  • افعي (محمدرضا اعلامي، 1371)

  • عاشقانه (عليرضا داودنژاد، 1374)

  • غزال (مجتبي راعي، 1374)

  • اي نسيم باران (تله تئاتر، 1375)

  • بازگشت به خانه (مجموعه تلويزيوني، 1375)

  • بادام هاي تلخ (كاظم معصومي، 1376)

  • بچه هاي بد (عليرضا داودنژاد، 1379)

  • داستان يك شهر2 (مجموعه، اصغر فرهادي، 1379)

  • ملاصدرا (مجموعه تلويزيوني، 1379)

  • پيش از آشنايي (تله تئاتر، 1379)

  • نان و عشق و موتور هزار (ابوالحسن داودي، 1380)

  • گاوخوني (بهروز افخمي، 1381)

سریال های تلویزیونی:

  • ما مستاجریم

  • زیرزمین 1385

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:35  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی هانيه توسلي

نام: هانيه توسلي

تاريخ تولد: 1356

خواهر هما توسلي (نويسنده و منتقد)

هانیه توسلی، متولد  1356، همدان؛ وقتی نمایش پدر دوست‌داشتنی با بازی او، در یکی از جشنواره‌های تئاتر، در تبریز روی صحنه رفت، نصرالله قادری که به عنوان داور آنجا حضور داشت، هانیه توسلی را برای بازی در نمایش پدر انتخاب کرد. یک سال پس از آن، در فیلم کوتاه روی جاده نمناک (مهدی کرم‌پور) و سریال غریبه (جواد اردکانی) بازی کرد و سرانجام با شام آخر وارد عرصه حرفه‌ای سینما شد. او دانش‌آموخته ادبیات نمایشی در دانشگاه آزاد است و علاقه‌مند به عکاسی و نقاشی. در نمایش‌های قرمز و دیگران و گل‌های شمعدانی (محمد یعقوبی) بازی کرد که به خاطر دومی، کاندیدای دریافت جایزه شد. همچنین نمایش باله روی سطرهای بی‌معنی (لیلی عاج) با بازی بداهه او مورد توجه قرا گرفت و  2  سال پیش به خاطر بازی در شب‌های روشن (فرزاد موتمن) در جشن خانه سینما تحسین شد و امسال با یک شب در کن حضور داشت. شام آخر اولین فیلم به نمایش درآمده از هانیه توسلی و محمدرضا گلزار بود، زوجی که پس از آن مسیری متفاوت را پیمودند، گلزار به سینمای تجاری پیوست و توسلی سعی کرد در فیلم‌های جدی‌تری بازی کند. به این ترتیب پس از بازی در  2  فیلم «بدنه‌ای، در شب‌های روشن، در یکی از  2  نقش اصلی جلو دوربین رفت و اجرای موفقی داشت. موفقیت نسبی این فیلم نزد مردم و منتقدان و جایزه‌ای که برد، این بازیگر جوان را خیلی زود چهره کرد. دقت و حوصله او در انتخاب نقش‌هایش به نحوی است که پس از یک تجربه ناکام، دیگر کار تلویزیونی نکرد، گاهی در تئاتر کارش را ادامه بدهد و هراسی از بازی در نقش‌های کوتاه نداشته باشد. تاکنون وی در  9  فیلم بلند بازی کرده که  3  تای آخری هنوز نمایش داده نشده‌اند، فیلم‌هایی که هر کدام می‌توانند چیزهای تازه‌ای درباره‌اش به ما بگویند. یک شب جزو معدود فیلم‌های سینمای ایران است که با حضور بازیگری حرفه‌ای، در عرصه جهانی مطرح می‌شود. کافه ستاره ظاهرا یک فیلم کاملا تجاری است با بازیگران متعدد و سرانجام زمان می‌ایستد، طبق گفته کارگردانش، فیلمی است متکی بر بازیگر، هانیه توسلی تنها بازیگر این فیلم علیرضا امینی است. نکته قابل ذکر در مورد نحوه ورود هانیه توسلی به سینما این است که ورودش همزمان شد با دوران احیای کتایون ریاحی و توجه به نقش اصلی او در شام آخر، بازیگران دیگر را به حاشیه می‌راند، اما توسلی که در یک ملودرام معمولی، نقش مکمل را بر عهده داشت و سپس فیلم کاملا ناموفق اثیری (محمدعلی سجادی) را تجربه کرد، در گام سوم، موقعیت خویش را در حد یک بازیگر محبوب ارتقا داد. این محبوبیت حاصل بازی در فیلمی تجاری نبود و همین مسئله چهره تازه‌ای را برای او به همراه داشت. درست در زمانی که می‌رفت تا در نقش زنان روشنفکر فیلم‌های مختلف کلیشه شود، جلو دوربین سامان مقدم قرار گرفت. فیلم‌ها  - 1379: روی جاده نمناک، 1380: شام آخر / پنج عصر (کوتاه) / اثیری / شب‌های روشن، 1381: گاهی به آسمان نگاه کن، 1382: جایی برای زندگی / یک شب، 1383: کافه ستاره (نفستو حبس کن)، 1384: زمان می‌ایستد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:30  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی پرستو صالحی

پرستو صالحی

او در حال حاضر 29 سال سن دارد و از سال 1377 وارد عرصه ی سینما و تئاتر شده است او از دوران کودکی علاقه ی وافری به بازیگری داشته و این باعت شده بود که در مدرسه فعالیت هنری داشته باشد .

او به موسیقی علاقه دارد و در  این کلاسها ثبت نام کرده و هنوزه در این کلاسها شرکت می کند.

اولین فیلمی که به آن علاقه پیدا کرد سلطان قلبها بوده و اولین فعالیت او در حرفه ی تئاتر با نام نغمه های خورشید  است و بعد از این کار  در سریالی با نام محاکمه بازی کرده که یک کار تاریخی به کارگردانی حسن هدایت و بعد از آن در سه فیلم نود دقیقه ای که توسط سیما فیلم ساخته شده با نام های یک روز طولانی آبی و بعد از آن در سریال های عشق سالهای جنگ در کنار فرها جم ،تب ، مهر پنهان، همسفر، این زمینی ها، چشم هایش و در سری دوم زیر آسمان شهر ایفای نقش کرده .

در فیلم سینمایی خانه ای بر روی آپ نقش کوتاهی را در ابتدای فیلم در صحنه ی ماشین بر عهده داشت .

او بازی نیکی کریمی و پرسنو صالحی را الگویی برای خود می داند و دوست دارد روزی مانند آنها بازی کند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:26  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی آناهیتا همتی

نام: آناهيتا همتي

تاريخ تولد: 1352

 داراي مدرك تحصيلي ديپلم.

در سال 1372 با نمايش تنبورنوازان (هادي مرزبان) بازي در تئاتر را آغاز كرد. و در سال 1374 با بازي در مجموعه تلويزيوني دبيرستان خضراء (اكبر خواجويي) شناخته شد. او تا به امروز در مجموعه هاي بسياري بازي كرده است.

آناهيتا همتي بازي در سينما را در سال 1375 و با فيلم به نمايش درنيامده افسانه پوپك طلايي (خسرو شجاعي) آغاز كرد و الين فيلمي كه از او بر پرده سينماها به نمايش درآمد در سال 1378 و با نام عشق كافي نيست (مهدي صباغزاده) بود.

آناهيتا همتي هيچگاه ندرخشيد. هيچگاه آنطور كه بايد ديده نشد، اما حضور فعالش در تلويزيون و بازيهاي روان و راحت او باعث شده تا همچنان پركارترين بازيگر تلويزيوني باشد.

شايد بهترين و ماندگارترين حضورش در تلويويون مربوط به بازي مجموعه تلويزيوني « كلانتر (محسن شامحمدي)» بود.

 

فیلم شناسی:

  1. افسانه پوپك طلايي (خسرو شجاعي، 1375)

  2. عشق كافي نيست (مهدي صباغزاده، 1377)

  3. دختري به نام تندر (حميدرضا آشتياني پور، 1379)

  4. قلبهاي نا‌آرام (مجيد مظفري، 1380)

 

بخشي از مجموعه هاي تلويزيوني:

  1. دبيرستان خضراء (اكبر خواجويي، 1374)

  2. بهشت گمشده (كامران قدكچيان، 1375)

  3. كهنه سوار (اكبر خواجويي، 1376)

  4. چراغ جادو (يك قسمت، همايون اسعديان، 1379)

  5. برگبار (اكبر خواجويي، 1379)

  6. روزهاي مهتابي (سپهر محمدي، 1379)

  7. خانه آرزوها (سيامك سهيلي زاده، 1380)

  8. نسيم رويا (1381)

  9. كلانتر (محسن شاه محمدي، 1381)

  10. كلانتر (محسن شاه محمدي، 1385)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:23  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی الیزابت امینی

اليزابت امينی متولد اسفند ماه سال 1354 در تهران و مجرد می باشد.  وی تحصيلات خود را در رشته روان شناسی نيمه کاره رها کرده و به علت علاقه به حرفه بازيگری به مطالعه و تحصيل در اين زمينه اقدام نمود.

  اليزابت امينی دوره آموزش بازيگری را ابتدا در سال 1376 در آموزشگاه پويا شروع و به طور حرفه ای وارد کار تاتر شده و با دو تاتر کودک به گروه تاتر بزرگسالان وارد شده و برای اجرای نمايش سنگين الکترا مدت يک سال به تمرين این نمايش پرداخت که با کم لطفی هيات بازبينی مواجه شد و اين تاتر به روی صحنه نرفت.

  در سال 1379 و بخاطر بازی در فيلم خواب سفيد دعوت به تست بازيگری شد که اين فيلم آغازی برای شروع کار بازيگری خانم امينی شد.

  بعد از بازی در اين فيلم و به دليل علاقه و احساس نياز به آموزش هر چه بيشتر در آموزشگاه کيميای هنر مشغول به فراگيری اين هنر زير نظر اساتيدی همچون:

بازيگری حرفه ای: آقای شريفی نيا و خانم حاجيان

  فن بيان و بازيگری حسی: آقای مهدی فتحی

  حرکات موزون: نادر رجب پور و ديدار قنبرزاده

  کارگردانی: خسرو شجاعی

  روان شناسی بازيگری: دکتر گرشاسبی

  دوره های مختلف و مفيدی را گذراند.

  خانم امينی تا آخر سال 1382، 12 کار تصويری را در کارنامه هنری خود دارند.

  لازم به ذکر است که خانم امينی حدود 10 ماه، به دليل مشکل شخصی کليه پيشنهادها را که عمدتاً فيلم های سينمايی بوده اند را رد کرده اند که دوره سکوت کاری ايشان محسوب می شود. 

آخرین کار وی مجموعه تلویزیونی وفا می باشد که در ایام عید نوروز 85 پخش شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:16  توسط مهدی خسروی  | 

بیو گرافی نسرین مقانلو

تواد: 1341

نسرين مقانلو متولد 1341 با فيلم « اميد » به سينما آمد. اما شايد در فيلم « همسر » بيشتر ديده شد و پس از بازي در فيلم « نابخشوده » چند سالي خارج از كشور گذراند.

پس از بازگشت به ايران بار ديگر بازي در سينما را ادامه داد و بعنوان يكي از نقشهاي اصلي فيلم « مهمان مامان » انتخاب شد. بازي روان و فوق العاده او، نام او را به عنوان يك بازيگر توانا مطرح كرد.

سایر فیلمهای این بازیگر:

- اميد (حبيب كاوش، 1371)

- قرباني (رسول صدرعاملي، 1370)

- بازيچه (تورج منصوري، 1372)

- همه دختران من (اسماعيل سلطانيان، 1372)

- همسر (مهدي فخيم زاده، 1372)

- نابخشوده (ايرج قادري، 1375)

- بن بست (فيلم كوتاه، اصغر نعيمي، 1378)

- مسافري از هند (مجموعه، قاسم جعفري، 1381)

- دختري در قفس (قدرت الله صلح ميرزايي، 1381)

- مهمان مامان (داريوش مهرجويي، 1382)

- مختارنامه (مجموعه. داوميرباقري، 1383)

حس سوم (مهدی فخیم زاده) 1384

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:13  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی فاطمه معتمد آریا

ام اصلي: سيمين

نام خانوادگي اصلي: معتمدآريا

سمت (در بخش هاي):  بازيگران،

تاريخ تولد: 1340

محل تولد: تهران

 مدرك تحصيلي: ديپلم  دانشسراي هنر

شروع فعاليت از سال 1352 با شركت در كلاسهاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و فعاليت در نمايشهاي عروسكي.
فعاليت به عنوان عروسك گردان.
شروع فعاليت در تلويزيون با عروسك گرداني مجموعه مدرسه موش ها در سال 1360.
شروع فعاليت در تئاتر با اجراي نمايش هاي عروسكي براي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان.
برنده لوح زرين بهترين بازيگر نقش دوم زن در هفتمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم برهوت (محمدعلي طالبي) در سال 1367.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن در دهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم مسافران (بهرام بيضايي) در سال 1370.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن در يازدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم يكبار براي هميشه (سيروس الوند) در سال 1371.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن در دوازدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم همسر (سيروس الوند) در سال 1372.

 1384 تقاطع ( ابوالحسن داودي )  [بازيگر]

1384  كارگران مشغول كارند ( ماني حقيقي )  [بازيگر]

1384  زير درخت هلو ( ايرج طهماسب )  [بازيگر]

1383  يك بوسه كوچولو ( بهمن فرمان‌آرا )  [بازيگر]

1383  گيلانه ( رخشان بني اعتماد محسن عبدالوهاب )  [بازيگر]

1381  كلاه قرمزي و سروناز ( ايرج طهماسب )  [بازيگر]

1381  به من نگاه كن ( شهرام اسدي )  [بازيگر]

1380  دختر شيريني فروش ( ايرج طهماسب )  [بازيگر]

1380  عزيزم من كوك نيستم ( محمدرضا هنرمند )  [بازيگر]

1378  آسمان پر ستاره ( حسن قلي‌زاده )  [بازيگر]

1378  عينك دودي ( محمدحسين لطيفي )  [بازيگر]

1378  يكي بود يكي نبود ( ايرج طهماسب )  [بازيگر]

1377  شوخي ( همايون اسعديان )  [بازيگر]

1377  عشق + 2 ( رضا كريمي )  [بازيگر]

1377  مرد عوضي ( محمدرضا هنرمند )  [بازيگر]

1376  زندگي ( اصغر هاشمي )  [بازيگر]

1376  مهر مادري ( كمال تبريزي )  [بازيگر]

1376  بانوي ارديبهشت ( رخشان بني اعتماد )  [بازيگر]

1374  مرد آفتابي ( همايون اسعديان )  [بازيگر]

1373  كلاه قرمزي و پسر خاله ( ايرج طهماسب )  [بازيگر]

1373  سفر ( عليرضا رييسيان )  [بازيگر]

1373  روسري آبي ( رخشان بني اعتماد )  [بازيگر]

1372  همسر ( مهدي فخيم‌زاده )  [بازيگر]

1371  هنرپيشه ( محسن مخملباف )  [بازيگر]

1371  يكبار براي هميشه ( سيروس الوند )  [بازيگر]

1370  مسافران ( بهرام بيضايي )  [بازيگر]

1370  ناصرالدين شاه آكتور سينما ( محسن مخملباف )  [بازيگر]

1368  ريحانه ( عليرضا رييسيان )  [بازيگر]

1367  برهوت ( محمد علي طالبي )  [بازيگر]

1367  ستاره و الماس ( سيامك شايقي )  [بازيگر]

1366  تحفه ها ( ابراهيم وحيدزاده )  [بازيگر]

1366  گمشدگان ( محمدعلي سجادي )  [بازيگر]

1366  جهيزيه براي رباب ( سيامك شايقي )  [بازيگر]

 1366محموله ( سيروس الوند )  [بازيگر]

1366  ياد و ديدار ( رجب محمدين )  [بازيگر]

1365  جدال ( محمدعلي سجادي )  [بازيگر]

1363  شهر موش ها ( محمد علي طالبي )  []

 

  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (گيلانه)

[ دوره 22 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1382 ]

.................................................................

 

>>  كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (گيلانه)

[ دوره 8 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1383 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (گيلانه)

[ دوره 6 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1384 ]

.................................................................

 

>>  كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (دختر شيريني فروش)

[ دوره 6 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1381 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (دختر شيريني فروش)

[ دوره 3 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]

.................................................................

 

>>  برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (مسافران)

[ دوره 10 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1370 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (هنرپيشه)

[ دوره 11 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1371 ]

.................................................................

 

>>  برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (يكبار براي هميشه)

[ دوره 11 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1371 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (جهيزيه براي رباب)

[ دوره 6 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1366 ]

.................................................................

 

>>  برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (همسر)

[ دوره 12 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1372 ]

.................................................................

 

>>  برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (برهوت)

[ دوره 7 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1367 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (ريحانه)

[ دوره 8 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1368 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (عينك دودي)

[ دوره 1 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1380 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (زندگي)

[ دوره 16 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1376 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (روسري آبي )

[ دوره 13 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1373 ]

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:12  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی شهره سلطانی

نام اصلي: شهره

نام خانوادگي اصلي: سلطانی

سمت (در بخش هاي): بازیگران،

......................................

تاريخ تولد: 1348

محل تولد: بجنورد

مليت: ایران

......................................

مدرک تحصیلی: لیسانس رشته موسیقی از دانشگاه آزاد اسلامی.


بيوگرافي

فارغ التحصیل موسیقی از دانشگاه آزاد.
شروع فعالیت در تاتر با نمایش "گلدونه خانوم" در سال 1366.
شروع فعالیت در تلویزیون در سال 1369.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "سه مرد عامی" (سیامک شایقی) در سال 1372.
با مجموعه ماندگار "روزی روزگاری" (امرالله احمدجو) به شهرت رسید. و در چند مجموعه، موفق ظاهر شد و به عنوان یک بازیگر توانای تلویزیونی به محبوبیت رسید. اما در سنیما به هیچ وجه موفق نبود. حتی در فیلم "قرمز" (فریدون جیرانی).
اما بازی زیبای او در یک قسمت از مجموعه "خانه سبز" (بیژن بیرنگ، مسعود رسام) و همچنین در یک قسمت از مجموعه "همسایه ها" (محمدحسین لطیفی) از او چهره ای محبوب ساخت.
برنده جایزه بهترین نمایش نامه نویس از پانزدهمین جشنواره تاتر فجر برای بازی در نمایش "شعبده و طلسم".


...............................................

سه مرد عامی (1372)

توطئه (علی قوی تن، 1374)

قرمز (فریدون جیرانی، 1377)



روزی روزگاری (مجموعه، امرالله احمدجو، 1369)

خانه سبز (مجموعه، بیژن بیرنگ، مسعود رسام، 1376)

شلیک نهایی (مجموعه، محسن شامحمدی، 1376)

همسایه ها (مجموعه، محمدحسین لطیفی، 1379)

رستوران خانوادگی (مجموعه، 1380)

جوانی (مجموعه، سعید سلطانی، 1380)

برای آخرین بار (مجموعه، اکبر منصور فلاح، 1384)
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:10  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی آرام جعفری

قيقا دو سال از انقلاب گذشته بود كه وي به دنيا آمد. او 22 بهمن‌ماه سال 59 در تهران به دنيا آمد، فرزند دوم خانواده است تحصيلاتش را در رشته نقاشي به پايان رسانده و همچنين در عالم تئاتر بارها روي صحنه رفته است. جعفري اين بار با پرواز در حباب آمد، سريالي كه چهارشنبه‌ها از شبكه سوم سيما پخش مي‌شود. وي داراي خصوصيات خاصي است كه در زير از زبان خودش مي‌خوانيید:


_ آرام همه آدم‌ها رو دوست داره، لجبازه، مهربونه و غيرقابل پيش‌بينيه.


_ حدودا سه الي چهار سال به صورت جدي نقاشي مي‌كردم و در حال حاضر فرصت ندارم ولي راستش رو بخواهيد دلم براي نقاشي تنگ شده.

_ وقتي در كنار بازيگراني بازي مي‌‌كني كه فقط خودشون رو مهم ندونن انرژي مي‌گيري، بازيگراني كه بازيگر نقش مقابلشون هم براشون مهمه و حتي براي حس بازيگر مقابلشون از هر كمكي كه از دستشون بر بياد دريغ نمي‌كنند.


_ من قبلا تئاتر كار مي‌كردم از وقتي كه سنم كم بود روي صحنه تئاتر بودم و بعد هم به طور اتفاقي وارد تلويزيون شدم.


_ من تعريف جداگانه‌اي از سوپراستار دارم. در كشور ما و سينماي ايران متاسفانه سوپراستارها دوره‌اي شده‌اند. يك دوره اسم يك سوپراستار روي زبون‌هاست و بعد كه چهره‌اي جديدتر و بازي جديدتر نظر همه رو جلب مي‌كنه و به قولي سوپراستار جديد مياد، ديگه نامي از سوپراستار قديمي شنيده نمي‌شه به خاطر همين اكثر سوپراستارهاي سينماي ما يك دوره اذيت مي‌شوند اما اين وسط عده‌اي هستند كه محبوب مردم هستند، من دوست دارم محبوب باشم.


_ بازيگرهاي زن در سينما و تلويزيون و همچنين تئاتر امروز ايران خيلي پربارتر و با حس و تكنيكال‌تر نسبت به ديروز كار مي‌كنند و در حال حاضر موقعيت هنرپيشه زن در ايران خيلي بهتر از قبل و چند سال پيش شده.


_ من ديوانه‌وار بچه‌ها رو دوست دارم. براي مثال همين چند روز پيش كه از تلويزيون شيرخوارگاه رو نشون مي‌داد، هاي هاي زدم زير گريه.


_ يك برادر بزرگ‌تر دارم كه ازدواج كرده است.


_ فوتبال را دنبال مي‌كنم، بازي‌هاي تيم ملي، استقلال و پرسپوليس را...


_ بدترين خاطره زندگي‌ام مربوط مي‌شود به مرگ پدرم كه در سال 1376 بود.


_ كارم را با تئاتر آغاز كردم، از شاگردهاي استاد حميد سمندريان بودم، تئاتر حرفه‌اي را در تئاتر شهر كار كردم و كار در سريال‌هاي تلويزيوني را از سريال (مي‌گي نه نگاه كن) شروع كردم كه سال 78 ظهر جمعه‌ها در برنامه كودك پخش مي‌شد، پس از آن در سريال‌هاي زير آسمان شهر، دختران، خانه‌اي در تاريكي، رسم شيدايي و لبه تاريكي نقش‌هايي برعهده داشتم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:9  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی گوهر خیر اندیش

نام اصلي: گوهر

نام خانوادگي اصلي: خيرانديش

 مدرك تحصيلي: ليسانس  بازيگري و كارگرداني

مليت: ايران

محل تولد: شيراز

تاريخ تولد: 1333

سمت (در بخش هاي):  بازيگران،

فارغ التحصيل بازيگري و كارگرداني تاتر از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در سال ١٣٦٥.
شروع فعاليت در اداره فرهنگ و هنر استان فارس در سال ١٣٤٩.
شروع فعاليت سينمايي با بازي در فيلم "روزهاي انتظار" (اصغر هاشمي) در سال ١٣٦٥.
شروع فعاليت ازسال 1349 با گروه تئاتر در استان فارس. از ابتدا كه وارد عرصه سينما و تلويزيون شد بازي اش را همگان پسنديدند.
با فيلم "روزهاي انتظار" آغاز كرد و با فيلم "بانو ظ خوش درخشيد.
گوهر خيرانديش بازيهاي ماندگار زياد دارد. از فيلمهاي "زير بامهاي شهر"، "روز باشكوه" ، "مدرسه پيرمردها"، "چهره" تا "ارتفاع پست" كه بخاطر اين آخري ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش مكمل زن را از بيستمين جشنواره فيلم فجر دريافت كرد و براي بازي ماندگارش در فيلمهاي "دنيا" و "واكنش پنجم" تنديس بهترين بازيگر نقش دوم زن را از هفتمين جشن خانه سينما - شهريور 1382 - و براي بازي بسيار زيبايش در فيلم "رسم عاشق كشي" سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن را از بيست و دومين جشنواره فيلم فجر - بهمن 1382 - بدست آورد.

>>  جمشيد اسماعيل خاني (شوهر)

  قاعده بازي ( احمدرضا معتمدي )  [بازيگر]

1383  گل يخ ( كيومرث پوراحمد )  [بازيگر]

1383  تردست ( محمدعلي سجادي )  [بازيگر]

1383  نقاب ( كاظم راست گفتار )  [بازيگر]

1382  رسم عاشق كشي ( خسرو معصومي )  [بازيگر]

1382  مكس ( سامان مقدم )  [بازيگر]

1381  توكيو بدون توقف ( سعيد عالم زاده )  [بازيگر]

1381  دنيا ( منوچهر مصيري )  [بازيگر]

1381  واكنش پنجم ( تهمينه ميلاني )  [بازيگر]

1381  سيزده گربه روي شيرواني ( علي عبدالعلي زاده )  [بازيگر]

1380  ارتفاع پست ( ابراهيم حاتمي كيا )  [بازيگر]

1380  نان، عشق، موتور هزار ( ابوالحسن داودي )  [بازيگر]

1379  مرباي شيرين ( مرضيه برومند )  [بازيگر]

1378  ميكس ( داريوش مهرجويي )  [بازيگر]

1377  شيدا ( كمال تبريزي )  [بازيگر]

1377  جنگجوي پيروز ( مجتبي راعي )  [بازيگر]

1376  ساغر ( سيروس الوند )  [بازيگر]

1374  چهره ( سيروس الوند )  [بازيگر]

1373  بوي خوش زندگي ( ابوالحسن داودي )  [بازيگر]

1371  يك مرد ، يك خرس ( مسعود جعفري جوزاني )  [بازيگر]

1371  لبه تيغ ( جمال شورجه )  [بازيگر]

1371  عيالوار ( پرويز صبري )  [بازيگر]

1370  مدرسه پيرمردها ( علي سجادي حسيني )  [بازيگر]

1370  بانو ( داريوش مهرجويي )  [بازيگر]

1369  سايه خيال ( حسين دلير )  [بازيگر]

1369  همه يك ملت ( حسين مختاري )  [بازيگر]

1368  زير بام‌ هاي شهر ( اصغر هاشمي )  [بازيگر]

1367  شاخه‌ هاي بيد ( امرالله احمدجو )  [بازيگر]

1367  شب حادثه ( سيروس الوند )  [بازيگر]

1367  روز باشكوه ( كيانوش عياري )  [بازيگر]

1366  با من از فردا بگو ( فريدون كوچكيان )  [بازيگر]

1365  روزهاي انتظار ( اصغر هاشمي )  [بازيگر]

>>  برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (رسم عاشق كشي)

[ دوره 22 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1382 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (رسم عاشق كشي)

[ دوره 5 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1384 ]

.................................................................

 

>>  برنده تنديس زرين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (دنيا)

[ دوره 7 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1382 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر زن (واكنش پنجم)

[ دوره 21 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1381 ]

.................................................................

 

>>  برنده تنديس زرين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (واكنش پنجم)

[ دوره 7 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1382 ]

.................................................................

 

>>  برنده ديپلم افتخار بازيگر نقش اول زن سال (ارتفاع پست)

[ دوره 20 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1380 ]

.................................................................

 

>>  كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (ارتفاع پست)

[ دوره 6 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1381 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (ارتفاع پست)

[ دوره 3 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]

.................................................................

 

>>  1 - بهترين بازيگر نقش مكمل زن سال (ارتفاع پست)

[ دوره 17 منتخب نويسندگان و منتقدان (بهترين هاي سال) - سال 1381 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (زير بام‌ هاي شهر)

[ دوره 8 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1368 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (جنگجوي پيروز)

[ دوره 17 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1377 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (چهره)

[ دوره 14 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1374 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (مكس)

[ دوره 6 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1384

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:3  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی الهام حمیدی

    * متولد 8/9/56 در شهر تهران است و دو برادر دارد كه از خودش كوچك‌تر هستند.
    * پدرش در جواني تئاتر كار مي‌كرده، عموي پدرش گوينده راديو بوده و در واقع اين استعداد در خانواده آنها وجود داشته است.
    * از هفت سالگي در تمام تئاترهاي مدرسه شركت كرده كه اين مسئله گاه با اعتراض مادرش همراه بوده است.
    * هشت سال است كه ازدواج كرده است اما همسرش در زمينه هنري فعاليت نمي‌‌كند.
    * تحصيلاتش را در رشته حسابداري در دانشگاه رودهن به پايان رسانده و از همين دانشگاه ليسانس گرفته است.
    * يك ترم به كلاس‌هاي بازيگري رفته است و همان كلاس‌ها بود كه براي بازي در «آوايي در گلستان» آقاي رامين لباسچي انتخاب شد.
    * مردم او را با «مسافري از هند» مي‌شناسند. او در اين سريال نقش پروانه را بازي مي‌كرد.

    * بسيار كدبانو و خانه‌دار است. آشپزي‌اش بسيار خوب است و سعي مي‌كند هر كاري كه انجام مي‌دهد به نحو احسن باشد.
    * گريم او براي خيلي دور خيلي نزديك آن‌قدر خوب انجام شده بود كه يكي از همكارانش در نگاه اول او را نشناخته بود و فكر مي‌كرد او از بازيگران بومي است.
    * تا به حال در معجزه ازدواج، كوي دامون، نقش سنگ، جوان امروز، مسافري از هند، باران عشق، خيلي دور خيلي نزديك و زير تيغ بازي كرده است.
    * بازي در مسافري از هند، در عين حالي كه تجربيات فراواني به همراه داشت از لحاظ روحي تاثير عميقي روي او گذاشت به طوري كه تا مدت‌ها حس افراد شكست خورده را داشت.
    * از بين بازيگران ايراني علاقه فراواني به عزت‌ا... انتظامي و اكبر عبدي دارد و از بين خانم‌ها فاطمه معتمدآريا و گوهر خيرانديش را دوست دارد.
    * عاشق صداي اصفهاني، عبداللهي و رضا صادقي است. او به هر دو موسيقي سنتي و پاپ علاقه‌مند است.
    * در فيلم سرگيجه هم با كوروش تهامي همبازي بود. علاوه بر تهامي بازيگراني چون مهدي سلوكي و كامبيز ديرباز هم بازي مي‌كردند.
    * اصلا به فوتبال علاقه‌اي ندارد، طرفدار هيچ كدام از تيم‌هاي كشور نيست اما بازي‌هاي تيم ملي را دنبال مي‌كند.
    * براي ديدن بازي ايران و بحرين به همراه خانم‌ها رويا نونهالي، لاله اسكندري، هانيه توسلي و سحر زكريا به استاديوم
آزادي رفت آن هم به دليل اين‌كه در رودربايستي گير كرده بود.
    * از بين كارگردانان، كارهاي مجيد مجيدي را خيلي دوست دارد. تماشاي بچه‌هاي آسمان او را به شدت تحت تاثير قرار داد.
    * تماشاي فيلم بچه‌هاي آسمان آن‌قدر روي او تاثيرگذار بود كه هنگام خروج از سينما دلش مي‌خواسته كفش‌هايش را در آورد و به افراد نيازمند ببخشد.
    * به نظر او خداوند از طريق نشانه‌ها با انسان حرف مي‌زند اما روزمرگي و غرق شدن در خواسته‌هاي مادي زنگاري است كه مانع ازديدن خداوند مي‌شود.
    * در جشن خانه سينما جايزه بهترين نقش مكمل را از آن خود كرد تا همگان بيشتر توانايي‌هاي او را تاييد كنند.
    * حميدي به تازگي بازي در فيلم بچه‌هاي ابدي پوران درخشنده را شروع كرده است. در اين فيلم علاوه بر حميدي، شهاب حسيني، هادي مرزبان، پانته‌آ بهرام، آهو خردمند و فلور نظري بازي خواهند كرد.
    * حميدي علاوه بر بچه‌هاي ابدي براي بازي در فيلم «چهار انگشتي» سعيد سهيلي با بازي جمشيد هاشم‌پور و انديشه فولادوند قرارداد بسته است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:59  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی باران کوثری

سينماي ايران كه در 21 سالگي، سيمرغ بلورين جشنواره فجر را از آن خود كرده است. وي در 25 مهرماه سال 1364 در تهران به دنيا آمد. ديپلم خود را در رشته هنر گرفت. پدرش (جهانگير كوثري) كارشناس به نام فوتبال و تهيه‌كننده سينماست و مادرش را هم كه ديگر همه علاقه‌مندان به سينما مي‌‌شناسند، (رخشان بني‌اعتماد...)
    باران مي‌‌گويد: اولين سكانسي كه بازي كردم در سال 69 بود. كاري از داريوش فرهنگ، با بازي در فيلم سينمايي (بهترين باباي دنيا)، در آن زمان پنج ساله بودم...


    يك سال بعد در فيلم (نرگس) كاري از مادرش ايفاي نقش كرد، او در سال 82 ديپلم گرفت و سپس مدرك ديپلم نمايش از هنرستان سوره را هم اخذ كرد. او تا سال 81 بيشتر در فيلم‌هاي مادرش بازي كرد. سال 73 در فيلم روسري آبي، 76 در بانوي ارديبهشت، در سال 78 زيرپوست شهر، در سال 80 روزگار ما و در سال 81 در فيلمي از اصغر فرهادي بازي كرد كه (رقص در غبار) نام آن فيلم بود و... سپس در سال 82 مقابل دوربين (سيروس الوند) ظاهر شد، در فيلمي به نام (برگ برنده...) اما بيشتر زماني چهره شد كه در فيلم جديد (محمدحسين لطيفي) ايفاي نقش كرد، فيلم خوابگاه دختران كه در ژانر ترس بود.
     همچنين در سال 84، بازي در فيلم ابوالحسن داودي با نام (تقاطع) را ايفا كرد... در ماه مبارك رمضان امسال نيز اولين كار تلويزيوني خود را بازي كرد. مجموعه‌اي به كارگرداني محمدحسين لطيفي، به نام (صاحبدلان.) پس از بازي در اين مجموعه به آبادان رفت و در فيلمي از همين كارگردان به نام (روز سوم) بازي كرد. فيلمي كه او را كانديد دريافت جايزه فجر كرد، اما باران سينماي ايران به جز اين فيلم، در فيلم مادرش (خون‌بازي) هم كانديد گشت و همين فيلم باعث شد، او در 21 سالگي جايزه سيمرغ بلورين را به دست آورد. البته قبل از باران، ترانه عليدوستي بود كه در 17 سالگي توانست به خاطر بازي در فيلم (من ترانه 15 سال دارم)، اين جايزه را از آن خود كند.باران مي‌‌گويد: هميشه يك قضاوت درباره من است كه صحيح نيست، همه فكر مي‌‌كنند با وجود پدر و مادرم من بايد خيلي زود مي‌‌درخشيدم و توي هم نسل‌هايم، تنها كسي بودم كه پله‌پله بالا رفتم و هيچ اتفاق خاصي برايم نيفتاد. مهم نيست، من به اين گفته‌ها توجه نمي‌‌كنم، اما من هيچ‌گاه دنبال اين نبودم كه ديده بشوم، مي‌‌خواستم حرفه‌اي باشم و حرفه‌اي بودن به نظر من يعني اين‌كه عضو يك مجموعه باشي. باران اعتقادي به سوپراستار شدن ندارد:
     نمي‌‌خواهم شعار بدهم اما به‌واقع دلم نمي‌‌خواهد، چون سينما براي من هدف نيست، بلكه وسيله است. پدرش مي‌‌گويد: باران دختري مسئوليت‌پذير است، شايد اين را از خلق و خوي ما به ارث برده، همچنين اعتماد به نفس عجيبي دارد. باران كوثري مي‌‌گويد: يك بازيگر خوب، بازيگري است كه هرگاه مقابل دوربين ظاهر شود، فكر كند اولين سكانس تصويربرداري‌اش است و دست و پايش بلرزد و مهم اين كه در واقع بازي كند. چرا كه مردم اين را مي‌‌خواهند، حتي اگر چهره نباشي و پارتي هم نداشته باشي.چندي پيش كه با باران صحبت مي‌‌كرديم، به ما گفته بود (پدر و مادرم نقش مهمي در ورود من به سينما داشتند، اما باران اگر لياقت داشته باشد، مي‌‌ماند، اگر پتانسيل داشته باشد، بيننده را جذب مي‌‌كند و... ) و درست هم گفت، باران لياقت داشت كه كانديداي بازي در دو فيلم شد و از يكي از آنها سيمرغ دهه فجر را كسب كرد.
    باران در رابطه با خصوصيت يك دوست خوب مي‌‌گويد (دوستي خوب است كه معرفت داشته باشد.) او اهل ورزش هم است، تنيس، اما دو سال است كه ورزش نمي‌‌كند. باران دختر سينماي ايران، در حال حاضر به همراه مادرش در آمريكا به سر مي‌‌برد، او مي‌‌گويد (پدر و مادرم بهترين دوستان من هستند.)باران در مورد فيلم (خون‌بازي) به كارگرداني مادرش مي‌‌گويد: در اين فيلم به معناي واقعي كلمه، صادقانه بازي كردم، در مورد اين فيلم و زندگي معتادها كتاب خيلي خواندم، با معتادها در ارتباط بودم، كساني كه ترك كردند يا پزشكان متخصص... حتي در جلسات ترك اعتياد هم شركت كردم، پزشكان به من كمك كردند، چون خود افراد معتاد نمي‌‌توانستند، زياد حالاتشان را به من بگويند.
     همچنين از مشاوران پزشكي هم زياد كمك گرفتم، من در اين فيلم به معناي كامل، كلمه (ترس) را متوجه شدم. در مدت تحقيق و بازي ديدم كه آدم‌ها چقدر راحت اين اتفاق برايشان مي‌‌افتد كه تنها يك لحظه است. در واقع اعتياد ،آدم را تبديل به يك حيوان مي‌‌كند.
    جايزه باران كوثري، (يك سمند) بود و البته پس از دريافت سيمرغ دستمزدش هم بالا رفته است.بد نيست خاطره‌اي از دوران كودكي باران كوثري از زبان پدرش بشنويم. جهانگير كوثري فوتباليست سال‌هاي دور استقلال مي‌‌گويد: باران از كودكي استعداد خوبي داشت، يادم مي‌‌آيد سر صحنه فيلم (بهترين باباي دنيا)، ساخته داريوش فرهنگ، صدابرداري سرصحنه انجام مي‌‌گرفت؛ از طرفي باران كه در آن زمان پنج سال بيشتر نداشت، بايد ديالوگ‌هاي زيادي را مي‌‌گفت و از طرفي هم سواد خواندن و نوشتن نداشت. از اين‌رو همه عوامل فكر مي‌‌كردند كه كاري بس مشكل در انتظار آنان است. آتيلا پسياني كه آن زمان دستيار كارگردان اين فيلم بود، در اولين لوكيشن، يك‌بار ديالوگ‌ها را براي باران مي‌‌خواند، به بار دوم نمي‌‌كشيد كه دخترم، ديالوگ‌ها را به خوبي حفظ مي‌‌كرد كه اين حركت باعث تعجب همه شد، اين خاطره‌اي جالب از باران بود كه در ذهن من و مادرش مانده است...جهانگير كوثري در ادامه مي‌‌گويد: باران در ايران نيست، اما دلش اين‌جاست؛ از طرف باران، سال جديد شمسي را به همه ايرانيان تبريك مي‌‌گويم و اميدوارم به آرزوهايشان در سال جديد برسند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:57  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی آرام جعفری

آرام جعفري متولد 22 بهمن‌ماه سال 59 در تهران است، فرزند دوم خانواده تحصيلاتش را در رشته نقاشي به پايان
رسانده و همچنين در عالم تئاتر بارها روي صحنه رفته، اولين باري كه جلوي دوربين رفت در مجموعه «خارج از حصار» بود و بعدها با مجموعه «ميگي نه نگاه كن» مهمان خانه‌ها شد و اين بار با پرواز در حباب آمد، سريالي كه چهارشنبه‌ها از <بكه سوم سيما پخش مي‌شود. به بهانه پخش سريال «پرواز در حباب» آخرين گفته‌هاي او را بخوانيد.
    * آرام همه آدم‌ها رو دوست داره، لجبازه، مهربونه و غيرقابل پيش‌بينيه.
    * من كار با آقاي مقدم رو خيلي دوست دارم، ايشان با من تماس گرفتند و بعد از اين‌كه توضيحاتي درباره نقشم شنيدم با كمال ميل قبول كردم كه در اين پروژه همكاري كنم.
    * به شدت به بيزينس (تجارت) علاقه‌مندم.
    * حدودا سه الي چهار سال به صورت جدي نقاشي مي‌كردم و در حال حاضر فرصت ندارم ولي راستش رو بخواي دلم براي نقاشي تنگ شده.
    * اصولا هر انساني آرزوهاي شخصي داره كه قابل بازگو نيست، من هم يكسري آرزوها داشتم كه بهش نرسيدم.
    * وقتي در كنار بازيگراني بازي كني كه فقط خودشون رو مهم ندونند انرژي مي‌گيري، بازيگراني كه بازيگر نقش مقابلشون هم براشون مهمه و حتي براي حس بازيگر مقابلشون از هر كمكي كه از دستشون بر بياد دريغ نمي‌كنند.
    * من قبلا تئاتر كار مي‌كردم از وقتي كه سنم كم بود روي صحنه تئاتر بودم و بعد هم به طور اتفاقي وارد تلويزيون شدم.
    * من تعريف جداگانه‌اي از سوپراستار دارم. در كشور ما و سينماي ايران متاسفانه سوپراستارها دوره‌اي شدند. يك دوره اسم يك سوپراستار روي زبون‌هاست و بعد كه چهره‌اي جديدتر و بازي جديدتر نظر همه رو جلب مي‌كنه و به قولي سوپراستار جديد مياد، ديگه نامي از سوپراستار قديمي شنيده نمي‌شه به خاطر همين اكثر سوپراستارهاي سينماي ما
يك دوره اذيت مي‌شوند به خاطر اين‌كه اسمشون روي زبون‌هاست و يك دوره اذيت مي‌شوند چون توجه‌ها ديگه منحصر به بازيگر و سوپراستارهاي جديده اما اين وسط عده‌اي هستند كه محبوب مردم هستند، نه سوپراستار و محبوبيتش هم دوره‌اي نيست. من دوست دارم محبوب باشم.
    * بازيگرهاي زن در سينما و تلويزيون و همچنين تئاتر امروز ايران خيلي پربارتر و با حس و تكنيكال‌تر نسبت به ديروز كار مي‌كنند و در حال حاضر موقعيت هنرپيشه زن در ايران خيلي بهتر از قبل و چند سال پيش شده.
    * من ديوانه‌وار بچه‌ها رو دوست دارم. براي مثال همين چند روز پيش كه از تلويزيون شيرخوارگاه رونشون مي‌داد، هاي هاي زدم زير گريه.
    * شنیدن صدای استاد عليرضا افتخاري بهم انرژی می دهد.
    * سعي مي‌كنم سفرهاي كوتاه داشته باشم به اطراف شهر تهران مي‌رم مثل فشم و يا شمال.
    * كسي روحش تندرست و سلامته كه يك لحظه از ياد خدا غافل نباشه، آدم‌ها رو دوست داشته باشد و به همه چيز با ديد منفي نگاه نكنه.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:54  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی نیکی کریمی

زاده سال ۱۳۵۰ در تهران است. او از دوران دبستان بازی در گروه‌های کوچک تئاتری را آغاز کرد. نخستین نقش سینمایی‌اش را در سال ۱۳۶۸ در فیلم «وسوسه» به کارگردانی جمشید حیدری به دست آورد. اما نخستین حضور جدی‌اش را میتوان در فیلم «عروس» به کارگردانی بهروز افخمی در سال ۱۳۶۹ دانست. او و ابوالفضل پورعرب را اولین جوانان سینمای ایران پس از انقلاب می‌دانند.
‍پس از آن، کریمی در دو فیلم مهم از داریوش مهرجویی به نام‌های «سارا» و «پری» بازی کرد. بازی‌اش در فیلم «سارا» اقتباسی از «خانه عروسک» اثر هنریک ابسن بود، برایش جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره‌های سن سباستین و نانت را به ارمغان آورد.
در همان سال برای تحصیل در رشته طراحی به آمریکا رفت و تا زمان بازی در فیلم «پری اثر داریوش مهرجویی به ایران بازنگشت. بازی‌اش در این فیلم که اقتباسی از کتاب «فرنی و زویی» اثر سلینجر بود مورد توجه قرار گرفت و برای بار سوم در جشنواره فیلم فجر نامزد سیمرغ بلورین شد.
پس از بازی در چند فیلم از کارگردانانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، بهروز افخمی و داریوش فرهنگ در سال ۱۳۷۷ در فیلم «دو زن»به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد. او با بازی در این فیلم، به بازیگر ثابت چند فیلم بعدی تهمینه میلانی با مایه‌های فمینیستی تبدیل شد و این همکاری تا فیلم «واکنش پنجم» ادامه یافت. کریمی برای پنجمین بار برای فیلم «دو زن» نامزد دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد. و جایزه بهترین بازیگر زن را به خاطر بازی در همین فیلم از جشنواره تائورمینا ایتالیا گرفت.
پس از اینکه دستیاری عباس کیارستمی‌را در فیلم «A.B.C. Africa» به عهده گرفت، در سال ۱۳۸۰ فیلم کوتاه مستندی با مضمون نازایی با عنوان «داشتن یا نداشتن» ساخت که برنده جایزه باران شد. در سال ۱۳۸۱ در دو فیلم ««دیوانه‌ای از قفس پرید» به کارگردانی احمد‌رضا معتمدی و «واکنش پنجم» به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد که به خاطر بازی در این دو فیلم جایزه سیمرغ بلورین جشنواره فجر را گرفت.
او برای اولین بار در فیلم «باج خور» اثر «فرزاد مؤتمن» در یک نقش منفی بازی کرد.
در سال ۱۳۸۳ اولین فیلم بلندش به نام «یک شب» را کارگردانی کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:50  توسط مهدی خسروی  | 

بیو گرافی ویشکا آسایش

ویشکا آسایش (هنرپیشه سینمای ایران)

هیچ کس باور نمی کرد که یک طراح صحنه بتواند بازی کند ، اما ویشکا آسابش نه تنها بازی می کند بلکه با اولین بازی اش در حد یک ستاره می درخشد و حتی آنقدر خوب بازی می کند که یکی از چهره های طراز اول بازیگری بدل می شود . دایی اش مازیار پرتو یکی از بزرگترین نام ها در عرصه سینمای ایران به شمار می رود ، اما هیچگاه زیر سیطره نام وی قرار نگرفت . ویشکا آسایش متولد 1351، مدرک لیسانس خود را از دانشگاه لندن دریافت کرده است .اولین بار با مجموعه امام علی علیه السلام به کارگردانی داوود میر باقری در سال 1370 مقابل دوربین قرار گرفت و نقش قطام در این مجموعه مذهبی تاریخی چنان محبوب می شود که نامش را گاه با آن نقش به خاطر می آورند . او با ایفای کارکتر که در پی انتقام عقل و دین ابن ملجم را را می رباید تا به وسیله او امام علی علیه السلام را به شهادت برساند . معروفیت را تجربه می کند.

پس از آن اگر چه حضورش کم ونا چیز بود ، اما با نگاهی به کارنامه اش در می یابید که چقدر گزیده کار است . پس از مجموعه امام علی علیه السلام چندین سال کنار می کشد و سپس دوباره با داوود میر باقری همراه می شود و این بار در ساحره ایفای نقش می کند که دشوارترین کارکتری بود که تا به امروز ایفا کرده است . این فیلم که برداشتی از عروسک پشت پرده بود یک محصول هنری قابل توجه برای ارائه توانایی های آسایش به شمار می رفت و او با نقش دوگانه اش به صورت یک انسان و یک عروسک همه را انگشت به دهان می کند.مخصوصا صحنه هایی که به عنوان یک عروسک بازی قابل توجه و نا متعارفی را به نمایش می گذارد. اگر چه فضای فیلم و قدرت میرباقری در گرفتن از بازیگرانش چنان بود که همه هنرپیشه ها روان و تا حد عالی نقش آفرینی کردند.سال بعد از آن در عشق +2 ساخته رضا کریمی بازی می کند که در آن مقابل امین تارخ قرار می گیرد این فیلم نشان می دهد  انتخابهای آسایش ار سر تصادف نیست و او به خوبی قابلیتهای نقش ها را می شناسد . سال 1378 به همراه مسعود جعفری جوزانی بلوغ را به سرانجام می رساند که همبازی اش در این فیلم حسین یاری علیرغم اینکه چند سال زودتر از او به سینما آمده بود از وی عقب می ماند.

میر باقری مجدد به سراغ او می آید تا باز هم یک فیلم مجموعه تاریخی مذهبی دیگر ساخته شود . این بار هم همان تقریبا همان تیم بازیگری بودند و مسافر ری را با همان عوامل ساخته شد  اگر چه بازی متفات آسایش در این کار در نسخه به نمایش در آمده در اکران عمومی بسیار لطمه خورده و این بازیگر آنطور که باید و شاید دیده نمی شود پس از آن هم مدتی غیبت می کند و بعد از سال 81 باز می گردد و این بار تنها به فعالیت رشته تحصیلی خود می پردازد . دنیا کاری از منوچهر مصیری و معصومیت از دست رفته و مجموعه تاریخی مذهبی دیگری از داوود میر باقری بود که هردوی آنها آسایش به عنوان طرح صحنه حضور داشت . دوسال پس از این کارها که تجربه های موفقی برایش به شمار می رفتند در دو فیلم گل یخ و هشت پا بازی می کند او در گل یخ که سال 84 به اکران در آمد ایفاگر شخصیتی است که در پی عاشق شدن روی مردی سرمایه گذاری می کند که دل گرو همسر گم شده اش دارد . بازی او در صحنه هایی از فیلم که با تلفن صحبت می کند و نمایش از یک فرد عصبی و هیستیریک را به نمایش می گذارد و جزو بازی های درخشان فیلم به شمار میرود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:48  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی بهنوش بختیاری

بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساخته‌هاي مهران مديري حضور داشته و با نقش‌هاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريال‌هاي تلويزيون افزوده است.
بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است.
پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اين‌كه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون مي‌رود.
با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبان‌هاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.


با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعه‌هاي وكيل محله، خانه قديمي، سايه‌ها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت مي‌كرد كه اين كار او را بسيار مسئوليت‌پذير و منظم بار آورد كه پايه‌گذار موفقيت‌هاي او در بازيگري بود.
سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار مي‌كند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.

در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبال‌هاي ملي رادنبال مي‌كند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي مي‌پردازد.
علاقه‌اي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس مي‌كند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
عاشق خطاطي است و خيلي دلش مي‌خواهد اين هنر را به صورت حرفه‌اي دنبال كند.
با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانه‌داري و آشپزي نمي‌رسد اما بسيار منظم و خوش‌سليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نمي‌كند.
علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندني‌ترين نقطه‌اي بود كه به مسافرت رفته است.


علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه مي‌پردازد. او عاشق مطالعه كتاب‌هاي روان‌شناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچه‌ها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوست‌داشتني بوده.
به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.
در صورتي كه وقت كند به سينما مي‌رود. او سعي مي‌كند همه فيلم‌هاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
از خواندن شعر لذت مي‌برد، اما اصلا نمي‌تواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.
آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقه‌اي «يك روزي زنجيرش رو پاره مي‌كنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
به بازي خانم‌ها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقش‌هايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نمي‌گيرد و اهل بدگويي نيست.
براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان مي‌كند.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:44  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی مهتاب کرامتی

در نگاه اول تنها چیزی که از او به خاطر بیاورید چشمان آبی رنگش باشد که با سردی صورتش همخوانی مناسبی دارد . مهتاب کرامتی هیچگاه از حد یک بازیگر متوسط بالا نیامد با این که شاید عامل زیبایی چهره هم بی نصیب نبود. بار اول در یک مجموعه تلویزیونی به کارگردانی فرج ا.. سلحشور که بین سالهای 76 تا 77 ساخته شد ، بازی کرد . این مجموعه که مردان آنجلس نام داشت یک داستان تاریخی مذهبی بود. درباره گروهی از بزرگان روم که به اصحاب کهف معروف شدند و کرامتی در آن نقش همسر مکسیملیان با بازی جعفر دهقان را ایفا می کرد.از آن مجموعه سالها گذشت اما مهتاب نتوانسته به حد بالاتری از بازیگری برسد.

مهتاب کرامتی در نشست خبری فیلم « آدم » - 19 بهمن 1385 - سینما فلسطین - بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر

مهتاب کرامتی درسال  1349 متولد شد  و تحصیلاتش را در رشته میکروبیولوژی با مدرک کارشناسی از دانشگاه آزاد اسلامی به پایان رساند. دوره  را در کلاسهای آزاد بازیگری می گذراند و همان جا برای ایفای نقش هلن در فیلم / مجموعه مردان آنجلس انتخاب می شود.

کرامتی با همین مجموعه شناخته می شود ولی نمی تواند از این موقیعت استفاده مناسبی کند . سال 77 در مردی از جنس بلور به کاگردانی سعید سهیلی ایفای نقش می کند که نمی تواند درخششی برایش محسوب شود . سال پس از آن در فیلم مومیایی 3 و مرد بارانی بازی می کند . اولین فیلم کمدی خوش ساخت با بازی پرویز پرستویی بود که جای کار چندانی برای او به نقش یک دلال عتیقه نداشت و دومین فیلم به کارگردانی ابوالحسن داوودی با بازی ابوالفضل پور عرب بود که در آن ایفاگر نقش یک وکیل بود . کرامتی برای همین کاندیدای دریافت جایزه از هجدهمین جشنواره فیلم فجر می شود . سال 79 را درحالی به پایان برد که یک مجموعه تلویزیونی و یک فیلم سینمایی را به کارنامه اش اضافه کرده بود.

مریم مقدس باز هم یک اثر تاریخی مذهبی به کارگردانی شهریار بحرانی بو.د که به صورت فیلم /مجموعه تلویزیونی ساخته شد و بهشت از آن تو تجربه ای متفاوت از علیرضا داوود نژاد بود که بازی خوب کرامتی به آن جلوه داد. سال 80 تنها به بازی در مجموعه تلویزیونی خاک سرخ می پردازد که اولین تجربه تلویزیونی حاتمی کیا محسوب می شود . او نقش یک زن جنوبی که به دنبال دخترش می گردد برای دومین بار رویاروی پرویزپرستویی قرار می گیرد که شاید تا به امروز بهترین بازی کرامتی در یک اثر محسوب می شود . پس از  در سال 81 در اکشن ملاقات با طوطی همراه با ماهایا پطرسیان و محمد رضا فروتن ظاهر می شود که دومین همکاری او علیرضا داوودنژاد محسوب می شود . شاه خاموش در سال بعد به کارگردانی همایون شهنواز تجربه ناموفقی تاریخی بود و نتوانست هیچ موفقیتی چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ هنری برای او در پی داشته باشد. هشت پا حاصل سومین همکاری او با علیرضا داوود نژاد می باشد. پس از آن در همکاری با سیروس الوند رستگاری در هشت و بیست دقیقه رابازی می کند که در آن باشهاب حسینی و بهرام رادان همبازی است. نقش یک زن خیابانی را ایفا می کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:44  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی کتایون ریاحی

نام اصلي: كتايون

نام خانوادگي اصلي: رياحي

سمت (در بخش هاي):  بازيگران،

تاريخ تولد: 1340محل تولد: تهران

 مدرك تحصيلي: ليسانس  ادبيات و مردم شناسي

شروع فعاليت سينمايي با فيلم پاييزان (رسول صدرعاملي) در سال 1366.
با نويسندگي براي كودكان شروع كرد و با فيلم خبرچين (مازيار پرتو، نصرالله زمرديان) به سينما آمد. اما فيلم در نيمه راه متوقف شد و او براي بازي در فيلم پاييزان (رسول صدرعاملي) انتخاب شد.
در آن زمان در سينما چندان موفق نبود اما با بازي در مجموعه پدرسالار (اكبر خواجويي) توانست خود را مطرح كند و حضور او در مجموعه هاي روزهاي زندگي (سيروس مقدم) و خصوصا سريال پس از باران از او چهره محبوبي ساخت.
رياحي موفق شد در مجموعه هاي پس از باران و شب دهم (حسن فتحي) بازي بسيار زيبايي ارائه دهد.
او پس از پنج سال دوري از سينما با بازي در شام آخر(فريدون جيراني) مهمترين و زيباترين بازي دوران زندگي خود را به معرض نمايش گذاشت و براي بازي در همين فيلم كانديداي جايزه بهترين بازي نقش اول زن از بيستمين جشنواره فيلم فجر شد.
اين زن حرف نمي زند (احمد اميني) ديگر فيلمي بود كه توانايي هاي كتايون رياحي را به رخ همگان مي كشيد. رياحي براي بازي در اين فيلم هم كانديد جايزه از هفتمين جشن خانه سينما شد.
برنده جايزه بهترين بازيگر زن از بيست و ششمين جشنواره فيلم قاهره براي بازي در فيلم شام آخر در سال ١٣٨١.

  1383تارا و تب توت فرنگي ( سعيد سهيلي )  [بازيگر]

1382  اين زن حرف نمي زند ( احمد اميني )  [بازيگر]

1381  بانوي من ( يدالله صمدي )  [بازيگر]

1381  جايي ديگر ( مهدي كرم پور )  [بازيگر]

1380  شام آخر ( فريدون جيراني )  [بازيگر]

1375  لاك پشت ( علي شاه حاتمي )  [بازيگر]

1374  ماه مهربان ( قاسم جعفري )  [بازيگر]

1371  تماس شيطاني ( حسن قلي‌زاده )  [بازيگر]

1371  قافله ( مجيد جوانمرد )  [بازيگر]

1369  آپارتمان شماره 13 ( يدالله صمدي )  [بازيگر]

1369  حكايت آن مرد خوشبخت ( غلامرضا حيدرنژاد )  [بازيگر]

1367  آخرين لحظه ( فرخ انصاري بصير )  [بازيگر]

1367  كشتي آنجليكا ( محمدرضا بزرگ نيا )  [بازيگر]

1366  پاييزان ( رسول صدرعاملي )  [بازيگر]

1366  غريبه ( رحمان رضايي )  [بازيگر]

>  كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 7 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1382 ]

.................................................................

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 4 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1383 ]

.................................................................

>>  5 - پنجمين بازيگر نقش اول زن سال (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 18 منتخب نويسندگان و منتقدان (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]

.................................................................

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (شام آخر)

[ دوره 20 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1380 ]

.................................................................

>>  كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (شام آخر)

[ دوره 6 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1381 ]

.................................................................

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (شام آخر)

[ دوره 3 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:41  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی: مریلا زارعی برزی

نام اصلی: مریلا
● نام خانوادگی اصلی: زارعی برزی
● تاریخ تولد: ۲۵ فروردین ۱۳۵۳
● محل تولد: تهران
● مدرك تحصیلی: فارغ التحصیل صنایع غذایی
●نوع فعالیت : بازیگر سینما و تلویزیون
● بیوگرافی
فارغ التحصیل مهندسی صنایع غذایی از دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۵. فعالیت در تلویزیون با بازی در مجموعه تلویزیونی "دبیرستان خضرا" (اکبر خواجویی) در سال ۱۳۷۵. شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "سلام سینما" (محسن مخملباف) در سال ۱۳۷۳. با مجموعه تلویزیونی "کاراگاه" (حسن هدایت) به دنیای بازیگری روی آورد. و با مجموعه تلویزیونی "هوای تازه" (محمد رحمانیان) بیشتر شناخته شد. بازی در فیلم "دوزن" (تهمینه میلانی، ۱۳۷۷) یکی از شانسهای بزرگ او بود. پس از آن توانایی هایش را در "واکنش پنجم" (تهمینه میلانی، ۱۳۸۱) به رخ همگان کشید و سرانجام با بازی کوتاه اما بسیار تاثیرگذارش در "سربازهای جمعه" (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲) مزد زحماتش را از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر، از هشتمین جشن خانه سینما Â و از نویسندگان و منتقدان دریافت کرد.
● فیلمشناخت
الف) مجموعه های تلویزیونی:
۱) کاراگاه (مجموعه، حسن هدایت، ۱۳۷۴)
۲) مهر خوبان (مجموعه، ۱۳۷۴)
۳) خلبان (مجموعه، ۱۳۷۴)
۴) جهان وارونه (مجموعه، ۱۳۷۴)
۵) دبیرستان خضراء (مجموعه، اکبر خواجویی، ۷۵-۱۳۷۴)
۶) خانه های اجاره ای (تله تئاتر، ۱۳۷۵)
۷) هوای تازه (مجموعه، محمد رحمانیان، ۱۳۷۵)
۸) کهنه سوار (مجموعه، اکبر خواجویی، ۱۳۷۶)
۹) شن های کف رودخانه (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۶)
۱۰) فردا دیر است (مجموعه، حسن فتحی، ۱۳۷۶)
۱۱) ولایت عشق (مجموعه، مهدی فخیم زاده، ۱۳۷۷)
۱۲) داستان یک شهر (مجموعه، اصغر فرهادی، ۱۳۷۸)
۱۳) زمان شوریدگی (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۹)
۱۴) پلیس جوان (مجموعه، سیروس مقدم، ۱۳۸۰)
۱۵) دریایی ها (مجموعه، سیروس مقدم، ۱۳۸۱)
ب) بخشی از فیلم شناسی:
۱)۱۳۸۴ زاگرس ( محمدعلی نجفی ) [بازیگر]
۲)۱۳۸۳ زن زیادی ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]
۳)۱۳۸۳ مجردها ( اصغر هاشمی ) [بازیگر]
۴)۱۳۸۳ حکم ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]
۵)۱۳۸۲ سربازهای جمعه ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]
۶)۱۳۸۲ معادله ( ابراهیم وحیدزاده ) [بازیگر]
۷)۱۳۸۲ هم ‌نفس ( مهدی فخیم‌زاده ) [بازیگر]
۸)۱۳۸۱ واکنش پنجم ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]
۹)۱۳۸۱ سیزده گربه روی شیروانی ( علی عبدالعلی زاده ) [بازیگر]
۱۰)۱۳۸۰ عشق فیلم ( ابراهیم وحیدزاده ) [بازیگر]
۱۱)۱۳۷۸ تکیه بر باد ( داریوش فرهنگ ) [بازیگر]
۱۲)۱۳۷۷ دو زن ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]
۱۳)۱۳۷۵ روی خط مرگ ( شفیع آقامحمدیان ) [بازیگر]
۱۴)۱۳۷۵ خلبان ( جمال شورجه ) [بازیگر]
● جوایز
الف) کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (زن زیادی)
[ دوره ۲۳ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۳ ]
ب)کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (زن زیادی)
[ دوره ۹ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۴ ]
ج) کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (زن زیادی)
[ دوره ۶ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۴ ]
د) برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (سربازهای جمعه)
[ دوره ۲۲ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۲ ]
و) برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (سربازهای جمعه)
[ دوره ۸ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۳ ]
هـ) برنده لوح زرین بهترین بازیگر زن (سربازهای جمعه)
[ دوره ۵ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۴ ]
ی) سومین بازیگر نقش مکمل زن سال (سربازهای جمعه)
[ دوره ۱۹ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۳ ]
ر) کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (واکنش پنجم)
[ دوره ۴ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۳ ]
ز) پنجمین بازیگر نقش مکمل زن سال (واکنش پنجم)
[ دوره ۱۸ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۲ ]
ژ) دومین بازیگر نقش مکمل زن سال (دو زن)
[ دوره ۱۴ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال ۱۳۷۸ ]
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:40  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی الناز شاکردوست

نام اصلي: الناز

نام خانوادگي اصلي: شاكردوست

سمت (در بخش هاي):  بازيگران،

با بازي در فيلم "گل يخ" ساخته كيومرث پوراحمد به سينما آمد و ظرف كمتر از يك سال در پنج فيلم سينمايي نقش آفريني كرد. تفاوت بازي او در دو فيلم "گل يخ" و "مجردها" نشان از توانايي هاي او دارد. او مي تواند پديده سال 1384 باشد.

  چند ميگيري گريه كني؟ ( شاهد احمدلو )  [بازيگر]

1384  قتل آن لاين ( مسعود آب پرور )  [بازيگر]

1384  چه كسي امير را كشت؟ ( مهدي كرم پور )  [بازيگر]

1383  مجردها ( اصغر هاشمي )  [بازيگر]

1383  گل يخ ( كيومرث پوراحمد )  [بازيگر]

1383  عروس فراري ( بهرام كاظمي )  [بازيگر]

كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (مجردها)

[ دوره 9 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1384 ]

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:38  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی میترا حجار

او هم می توانست یک جوان اول سینما بشود اما انگار تقدیر چیز دیگری می خواست . حجار نقش اول های بسیاری را بازی کرد اما هیچگاه نتوانست باعث فروش فیلمی بشود یا عنوان ستاره را دریافت کند .اگر چه همبازی هدیه تهرانی در غریبانه حضور پیدا می کند  اما نمی تواند درخششی همپای او داشه باشد . میترا متولد 1355 با مدرک دیپلم ریاضی فیزیک از سال 76 و با فیلم غریبانه وارد سینما شد او دوره دوساله کارگردانی را هم در کلاسهای بزرگمهررفیعا گذرانده است . غریبانه جای کار چندانی برای او به نقش دوست هدیه تهرانی نداشت. اما مسعود کمیایی این فرصت را در اختیار او قرار می هد تا در فیلم فریاد (77) بدرخشد و حجار هم از این فرصت استفاده خوبی می کند و بازی قابل توچهی از خود ارایه می دهد پس از آن  بازی در متولد مهر ماه ساخته احمدرضا درویش در سال 78 چنان بازی قدرتمندی را به نمایش در می گذارد که هئیات داوران جشنواره فجر جایزه بهترین بازیگر نقش اول را به او می دهند . در این فیلم در کنار محمدرضا فروتن یک زوج را جان می بخشیدند که به خاطر برخی مشکلات در دانشگاه سفری نافرجام را آغاز می کنند شبهای تهران یک تریلر جنایی از داریوش فرهنگ بود که در آن با شقایق فراهانی و فرهاد آیئش بازی کرد. سال 81 درهمکاری مجدد با کمیایی نقشی را در اعتراض ایفا می کند که به جنبش های سیاسی دانشجویان در همان سالها می پرداخت . پس از آن در سگ کشی به کارگردانی بیضایی نقشی کاملا متفاوت را ایفا کرد که علی رغم حضور اندک توانست از او بازیگری توانا به نمایش بگذارد.

در رخساره با شهاب حسینی و محمدعلی سپانلو همبازی بود و همزمان دل یک پدر و پسر را می رباید . همان سال برای نخستین بار قاب تلویزیونی را با مجموعه پلیس جوان به کارگردانی سیروس مقدم تجربه می کند که در آن مجدد در مقابل شهاب حسینی قرار می گیرد . مزاحم یک کار جوان پسند دیگر ار الوند بود که در آن با امین حیایی و خسرو ششکیبایی همبازی بود. در این فیلم نقش دختری که عشق بازیگری دارد و از نامزدش جدا می شود و با یک بازیگر مطرح آشنا می شود . فروش فیلم  مناسب بود و حجار اندکی ار جایگاه قبلی اش بالاتر می آید .او در ساخته جنگی متفاوت رسول ملاقلی پور در 1380 با عنوان قارچ سمی در کنار جمشید هاشم پور قرار می گیرد و همزمان در اثر ضعیف و بی ارزش فراری بازی می کند که با دلایلی اکران نمی شود تا سال 83 ، بعد از آن در سال 81 در صورتی ساخته اجتماعی با مایه طنز جیرانی بازی متفاوتی را ارایه می دهد . ملاقات با طوطی ، جنایت رازها و بازنده ها، آخرین بازی های او به شمار میروند و به تازگی ها بازی در این ترانه عاشقانه نیست را به پایان برده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:37  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی شهره آغداشلو

نام اصلی: شهره وزیری تبار

تاریخ تولد: ۱۳۲۱ - تهران

تحصیلات: دانش‌آموخته روابط بین الملل - لندن

نام: شهره آغداشلو

همسر پیشین: آیدین آغداشلو (نقاش و گرافیست)

همسر کنونی: هوشنگ توزیع (نویسنده، کارگردان و بازیگر)

آغاز فعالیت سینمایی: شطرنج باد (محمدرضا اصلانی، ۱۳۵۵)

آغاز فعالیت تئاتر: از سال ۱۳۵۶

عمده فیلمها: گزارش (۱۳۵۶)، سوته دلان (۱۳۵۶)، میهمانان هتل آستوریا، مریم (۲۰۰۱)، خانه‌ای از شن و مه (۲۰۰۳)

عمده نمایشها در ایران: قوی تر، چرخ فلک، گلدونه خانم، بانویی می میرد، موضوع جدی نیست، شبی خون و ...

عمده نمایشها در امریکا: هفت رنگ، کافه اکبر آقا نوستالژی، بوی خوش عشق، سهم ما از خانه پدری، امیر ارسلان ۲۰۰۰ و ...

تهیه برنامه «زیر آسمان کبود» در تلویزیون ایران.

تهیه برنامه رادیویی «صدا و نوای ایران» (پخش از کانال بین المللی سراسری امریکا)

شهره آ‎غداشلو بازیگر قدیمی سینمای ایران که سالهاست مقیم امریکاست و همچنان فعالیتهای هنری اش را با شور و اشتیاق فراوانی ادامه می دهد، در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» اولین ساخته وادیم پرلمن در کنار بزرگانی چون بن کینگزلی (برنده اسکار برای بازی در فیلم «گاندی» در سال ۱۹۸۲) و جنیفر کانلی (برنده اسکار برای بازی در فیلم «یک ذهن زیبا» در سال ۲۰۰۱) نقش آفرینی کرده است.

شهره آغداشلو که کاندید جایزه اسکار بهترین بایگر نقش مکمل زن برای فیلم «خانه‌ای از شن و مه» شده، چهار جایزه منتخب انجمن منتقدین لوس آنجلس، نیویورک، سین سیناتی و آن‌لایم را از آن خود کرده است. آغداشلو که پیش از انقلاب در سه فیلم مطرح آن زمان بازی کرد و با سه کارگردان بزرگ سینمای ایران: عباس کیارستمی، علی حاتمی و محمدرضا اصلانی همکاری داشت، بازیهای ماندگاری از خود به جای گذاشت. او پس از انقلاب به امریکا رفت و به اتفاق همسرش (هوشنگ توزیع) در نمایشهای متعددی بازی کرد.

آغداشلو در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» در نقش «نادی» زنی ایرانی و افسرده را بازی می‌کند که به اتفاق همسرش - بن کینگزلی، سرهنگ مهاجر ایرانی - در شمال کالیفرنیا زندگی می‌کنند.به امریکا می آیند و بر سر تصاحب خانه‌ای با صاحب قبلی خانه (جنیفر کانلی) درگیر می‌شوند. آغداشلو ز چگونگی حضور در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» اینچنین می گوید: «کتاب «خانه‌ای از شن و مه» - نوشته آندره دوبوس - را می خواندم که به همسرم گفتم: غیرعادلانه است که اگر روزی از این کتاب فیلمی تهیه شود و به من این نقش نادی را ندهند. پس از بازی در نقش یک زن تروریست ایرانی در سریال تلویزیونی 24 از سوی هموطنانش مورد سرزنش قرار گرفت. همچنین اظهارات وی درباره گوگوش خواننده و هنرپیشه نامدار ایرانی که کمی بوی حسادت میداد منجر به اعتراضات شدید هموطنانش در اینترنت گردید.

شهره آغداشلو در سال ۱۳۵۷ عنوان محبوب‌ترین بازیگر زن سینما را به خود اختصاص داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:33  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی مهناز افشار

هیچگاه از حد یک بازیگر خوش چهره صعود نکرد و گزاف نیست اگر او را بد شانس ترین چهره سینمایی دانس که با داشتن خصوصیات ویژه ای می توانست را ه خود را باز کند او و رادان اولین حضور رسمی خود را در شور عشق نشان دادند و حالا رادان به یک ستاره بدل شده اما مهناز افشار با موفقیت مسیری طولانی فاصله دارد و اگر بپذیریم که او حتی زودتر از رادان دوربین سینما را شناخته و تجربه کرده بود پس باید گفت یک جای کار در برنامه حرفه ای او می لنگد.

افشار که تا مقطع دیپلم در رشته  تجربی تحصیل کرده است متولد 1356 می باشد و مدتها به خاطر شباهت و به خواننده و بازیگر پیش از انقلاب یعنی فایقه آتشین در بورس جنحالهای مطبوعات شایع پرداز قرار داشت.

مهناز بازی را با مجموعه عشق گمشده در سال 1376 آغاز کرد و پس از آن در دوستان به کارگردانی علی شاه حاتمی در سال 77 به سینما راه یافت . فیلم شکست می خورد اما لااقل او را برای اندک زمانی می شناسند.سپس با محسن محسنی نسب درام ورزشی شیرهای جوان را در کنار جعفر دهقان و در سال 78 به سرانجام می رساند که با استقبال قابل قبولی روبرو می شود . اما هنوز برای عرض اندام فرصت دست نداده بود . تا اینکه دار سال 80 از راه می رسد و نادر مقدس از او برای در نقش مقابل بهرام رادان  دعوت به عمل می آورد .

 شور عشق ساخته می شود و ناگهان هر دو چهره اصلی فیلم به شهرتی باور نکردنی دست پیدا می کنند . سال بعد از آن در خاکستری به کارگردانی مهرداد میر فلاح بازی می کند که به خاطر موضوعش توقیف می شود . توقیف فیلم جنجالهای مطبوعاتی و حواشی غیر قابل کنترل پیرامون افشار او را به سکوت می کشاند و سر انجام در سال 80 با نگین در یک نقش نامتعارف و باز هم جنجالی باز می گردد  دختری در قفس در سال در سال 81 هیچگونه موفقیتی را با او همراه نمی کند.اما سال 82 شانس یک باره در خانه افشار می زند سه فیلم زهر عسل  ،کما و سیزده گربه روی شیروانی با فروش بالایی روبرو می شوند . افشار یک پله بالاتر می آید ضمن آنکه اکران تقریبا همزمان سه فیلم از او نام و چهره اش را بیشتر  در ذهن ماندگار می کند.

زهر عسل در کنار شهاب حسینی و گلزار جای چندان کاری نداشت در واقع ساخته ابراهیم شیبانی به غیر از گلزار و البته حضور کوتاه اما جذاب حسینی هیچ نکته مثبتی در خود نداشت و نمی توان فیلم را متعلق به افشار دانست که یک اثر کاملا مردانه بود .کما به همین طریق  باحضور امین حیایی و گلزار یک اثر کاملا مردانه به حساب می آمد . اما 13گربه روی شیروانی با وجود داشتن فضایی فانتزی و تاکنون تجربه نشده و داشتن چهره های مطرحی چون گلزار و شریفی نیا و نواب صفوی او را در سطح خوبی شناور نگه می دارد. سال 83 در فیلم آکواریوم نیز در  کنار امین حیایی و سالاد فصل در کنار شریفی نیا و شکیبا ظاهر می شود . او در سالاد فصل همبازی قدرتمند و قوی چو ن لیلا حاتمی را در کنار داشت . امسال او نیز تنها به بازی در کارگران مشغول به کارند  به کارگردانی مانی حقیقی پاسخ مثبت داده است.

ابتدا با سريال تلويزيوني «گمشده» وارد عرصه بازيگري شد و سپس خيلي زود به عرصه سينما پا گذاشت، فيلم «شور عشق» او و بازي در كنار «بهرام رادان» او را به شهرت رساند و سپس خاكستري، كما، زهر عسل، آكواريوم و همچنين فيلم زيباي آتش‌بس ساخته تهمينه ميلاني را از او ديديم، قرار است به زودي از اين بازيگر فيلم «تله» بر روي اكران بيايد، از مهناز افشار چه مي‌‌دانيد؟ آنچه كه درذيل خواهيد خواند، گوشه‌هايي از زندگي اين هنرپيشه خوب سال‌هاي اخير كشور كه بسيار پركار است...
    
    • شروع كار بازيگري من از سال 78 با سريال تلويزيوني به نام گمشده ساخته مسعود نوابي بود.
    • ديپلم تجربي دارم.
    • من وارد خونه هر كسي كه مي‌‌شم دكوراسيون خونشو عوض مي‌‌كنم حتي در منزل خودمون هفته‌اي يكبار وسايل خونه رو جابه‌جا مي‌‌كنم و دوست دارم در اين رشته تحصيلات خودم رو ادامه بدهم، عاشق ديزاين دكوراسيون هستم.
    • من 4 سال تدوين خوندم ودر همين حيطه هم فعاليت كاري داشتم و همچنين كار در حيطه تيزرهاي تبليغاتي كه چند كار انجام داده‌ام، كار خوب و قشنگي است و حس خوبي نسبت به كارم داشتم تا اينكه وارد بازيگري شدم.
    • تاكنون 9 يا 10 كار سينمايي داشتم همين طور هم به تعداد كارهايم افزوده مي‌‌شه.
    • بر عكس همه، من در دوران كودكي و نوجواني اصلا به بازيگري علاقه نداشتم و هميشه وقتي در مدرسه تئاتر اجرا مي‌ شد، در مي‌‌رفتم و فرار مي‌‌كردم اصلا هم خوشم نمي‌‌آمد.
    • قبل از قبول نقش سناريو رو مي‌‌خونم، البته هر كسي روشي داره، من هم يكبار كه سناريو رو خوندم، شب موقع خواب مرور مي‌‌كنم با نقشم زندگي مي‌‌كنم.
    • فعلا من كارم بازيگريه و بايد اين كار را خوب انجام بدم، بعدا وقت براي كارگرداني زياده.
    • اين اعتقاد رو دارم در فروش فيلم كليه عوامل دخيل هستند، اگه بازيگر خوب باشه، ولي كارگردان خوب نباشه، مسلما كار خوب نمي‌‌شه، حتي عوامل پشت صحنه هم در فروش يك فيلم دخيل هستند.
    • به خاطر تصادف بدي كه داشتم از رانندگي ترسيدم و از اون موقع به بعد هيمشه كمربندم رو مي‌‌بندم.
    • چون شكمو هستم، دستپختم هم خوبه تمام زماني كه غذا در حال آماده شدنه سراجاق هستم.
    • شايد من جزء خوش قول‌ترين هنرپيشه‌هاي سينما باشم.
    • اصلا ميونه خوبي با افراد بد قول ندارم. خوش قولي از نكات بارز زندگي من است.
    • اگه مهناز افشار بازيگر نمي‌‌شد شايد راننده كاميون مي‌‌شد! چون به كارهاي سخت علاقه دارم.
    • به نظر من هر كسي به هر كاري كه بخواهد مي‌‌تونه برسه در جهان هستي به هر چه بخواهيد مي‌‌تونيد برسيد فقط كافي است بخواهيد. و چند سال پيش پدر خدا بيامرزم را از دست دادم، او قوت قلبي براي من در زندگي بود، ياد او هميشه در خاطرم است، روزي نيست كه با ياد پدر زندگي نكنم او همه‌چيز من در اين زندگي بود.
    • مادرم مونس من است، اگر او هم نباشد، ديگر زندگي برايم معنا ندارد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:30  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی پانته آبراهام

پانته آ بهرام

متولد:1348

محل تولد: تهران

  • متولد:1348 تهران بازیگر تآتر، سینما، مجموعه‌های تلویزیونی، دانش‌آموختهٔ مدرسه صدا و سیما و ادبیات نمایشی.

  • در 1366 فعالیت بازیگری خود را به صورت آکادمیک با ورود به مدرسه صدا و سیما و تحصیل در رشته بازیگری آغاز کرد. اولین حضور جدی در تئاتر را در 1367با بازی در مقابل تماشاگر در تالار هنر و قصه شبنم تجربه کرد. در 1371 با تحصیل در رشته ادبیات نمایشی گام جدیدتری در تعمیق دانش آکادمیک در زمینهٔ هنرهای نمایشی برداشت.

     

  • فعالیت‌ها

    پانته‌آ بهرام در تآتر و سینما و مجموعه‌های تلویزیونی حضور پررنگی داشته است اما ماوی اصلی او تآتر است

  • تآتر

    • آتقی و شهر خیال (1369)

    • مجلس عاشقانه سلیمان و بلقیس (1369)

    • مرگ یزدگرد (1370)

    • شب بخیر مادر (75-1374)

    • زمستان 66 (1376)

    • رقص کاغذ پاره (1377)

    • پس تا فردا و دل سگ (1378)

    • یک دقیقه تا سکوت (1379)

    • افسون معبد سوخته (1380)

    • همان همیشگی – زمزمه مردگان – رازها و دروغها (1381)

    • خواب در فنجان خالی – شب هزار ویکم (1382)

    • نمایشنامه‌خوانی آدم های خیس (1383)

    • شکلک (مهر 1383)

    • با دهان بند سکوت (مهر 1383)

    • زمزمهٔ مردگان (آذر 1383)

    • هی مرد گنده گریه نکن! (دی 1383)

    • منطقهٔ اشغال شده (بهمن 1383 - در جشنوارهٔ تئاتر فجر)

      طبیعت

      • زیبایی های جهان

      • دریای آبی

        سینما

        • زشت و زیبا (1375)

        • عینک دودی (1378)

        • توکیو بدون توقف (1381)

        • بانوی من (1381)

        • غوغا (1381)

        • سه راه حل برای یک مشکل (1383)

        • چهارشنبه‌سوری (1384)

  • تلویزیون

    • چهره به چهره

    • بحران معنویت

    • ایستگاه

    • مسافر (مجموعه تلویزیونی)

    • بحران معنویت

    • سکوت

    • پلیس جوان

    • وکیل

  • جوایز

    1. 1370 جایزه اول بازیگری نمایش مرگ یزدگرد

    2. 1375 زمستان 66 جایزهٔ سوم بازیگری

    3. 1377 جایزه اول بازیگری جشنواره دفاع مقدس"زمستان 66"

    4. 1378 جایزه اول بازیگری تئاتر پس تا فردا

    5. 1380 جایزه دوم بازیگری (تئاتر رازها و دروغها)

    6. جایزه اول کانون ملی منتقدان (برای تئاترهای همان همیشگی و رازها و دروغها)

    7. 1382 جایزه دوم بازیگری (تئاتر شکلک )

    8. 1383 برگزیدهٔ بهترین بازیگر زن در نخستین جشن بازیگر در تاریخ 9

    9. 1384 برگزیدهٔ بهترین بازیگر زن در دومین جشن بازیگر در تاریخ 10 اردیبهشت 1384

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:29  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی پوپک گلدره

جشن تولد مرگ!
 مرگ پايان زندگي نيست. حداقل يكتا‌پرستان از پيامبران الهي آموختند كه مرگ سرآغاز يك زندگي جاودانه و چون تولدي دوباره است. پس چرا ما از مرگ هراس داريم؟ عزراييل فرشته‌اي است از فرشتگان الهي، چون جبرييل و ميكاييل و هر يك را وظيفه‌اي مقرر شده از سوي خداوند خالق هستي.
 ضرب‌المثلي است كه مي‌‌گويد: بيش از طول عمر، عمق آن اهميت دارد. خوب مردن و به سراي خاموشان سفر كردن، سعادتي است كه نصيب هر انساني نمي‌‌شود. انسان‌هاي خوشبخت آنهايي هستند كه مرگشان جمع كثيري را گريان مي‌‌كند و براي آمرزش ايشان، بسياري خدا را مخاطب خود قرار مي‌‌دهند و خداوند كه رحمان و رحيم است و هيچ لذتي براي او از بخشش و عفو بندگانش مطلوب‌تر و جذاب‌تر نيست. پس خوشا به حال آنها كه پس از مرگشان انسان‌هاي بسياري هستند كه براي ايشان فاتحه‌اي بخوانند و طلب آمرزش كنند. راستي چه بسيار از دوستان، آشنايان و همكاراني كه مي‌‌شناختيمشان و اكنون ديگر در بين ما نيستند. قبل از ادامه اين مطلب بد نيست براي همه بزرگ‌ترها و چشم‌انتظاراني كه دستانشان از دنيا كوتاه است، فاتحه‌اي بخوانيم. به نام خداوند بخشنده مهربان. خداوند رحمان و رحيم.
 ستايش مخصوص خداوندي است كه پروردگار جهانيان است. خداوندي كه بخشنده و بخشايشگر است... خداوندي كه مالك روز جزاست.
 پروردگارا، تنها تو را مي‌‌پرستيم و تنها از تو ياري مي‌‌جوييم. ما را به راه راست هدايت كن. كساني كه آنان را مشمول نعمت خود ساختي، نه كساني كه بر آنان غضب كرده‌اي و نه گمراهان...
 به نام خداوند بخشنده مهربان
 بگو: خداوند، يكتا و يگانه است.خداوندي است كه همه نيازمندان قصد او مي‌‌كنند. هرگز نزاد و زاده نشده. براي او هيچ گاه شبيه و مانندي نبوده است.
 و اما هدهد، روياي شيرين دريا، كه از دره پر گل ايران سر برآورد و پروازكنان تا اوج خاطرات تلخ و شيرين جعبه‌ جادو پرواز كرد. انگار زود به اوج رسيد و دوست داشت هميشه در اوج بماند. <نرگس>، راوي دردهاي خانواده‌هاي زجر كشيده و قصه‌گوي اين شب‌هاي گرم تابستاني ايرانيان. وه! چه زود اين هدهد شيرين سخن پرواز كرد و شايد اين نقش آخر يعني جشن تولد مرگ، برازنده‌ترين نقش او بود. شايد شما هم با من هم عقيده باشيد كه از ظاهر و باطن آدم‌ها نمي‌‌توان، بهشت و جهنم آنها را تشخيص داد. چه بسيار مدعيان بي‌‌خبر و چه بسيار بي‌‌خبران عامل به عمل! خلاصه هر چه كه باشد خداوند بنده محبوب بند‌گانش را در آتش نمي‌‌سوزاند و هنر زمينه‌اي است براي تحول آفريني در انسان، تغيير، يك گام به پيش برداشتن و پي بردن به اسرار هستي. از آنجا كه خدا زيباست و زيبايي‌ها را دوست دارد، اشرف مخلوقاتش نيز به هنر و هنرمند عشق مي‌‌ورزد.
 نوشتن از پوپك گلدره براي شماره سالگرد انتشار و جشن تولد هشت سالگي يك مجله شايد كمي عجيب باشد. اما مگر مادر پوپك در مراسم در آغوش خاكسپاري او، به جاي لباس سياه، سپيد نپوشيده بود؟ مگر مرگ در باور ما سرآغاز زندگي و جشن تولد زندگي جاودانه نيست؟ مي‌‌گويند در مالزي يكي از زيباترين و هيجان‌انگيزترين مكان‌ها براي بازديد توريست‌ها، وادي خاموشان و سراي ابدي انسان‌هاست. راستي چرا اين‌قدر قبرستان‌هاي ما معمولي و عادي است؟ چرا تا زنده هستيم حداقل يك درخت در سراي ابديمان نمي‌كاريم؟ چرا؟ شايد به اين خاطر كه اصولا به مرگ فكر نمي‌كنيم. به واقعيتي كه از رگ گردن‌ به ما نزديك‌تر و اگر انسان درستكاري باشيم از عسل شيرين‌تر است.
 زماني كه <دنياي شيرين دريا> را از جعبه جادويي مي‌ديديم، تصورمان بر اين بود كه بازيگر اين نقش يك دختر شمالي است. چند سال بعد كه فيلم سينمايي <موج مرده> را ديديم، باز هم تصورمان بر اين بود دختري كه نقش اصلي زن اين فيلم را ايفا مي‌كند، دختري است از اهالي جنوب... اما آن دختر باهوش و بااستعداد در عرصه هنر، دختري از اهالي پايتخت بود؛ دختري كه رتبه 54 كنكور دانشگاه سراسري را از آن خود كرده بود. <پوپك گلدره...> بازيگري كه حال در بين ما نيست و جامعه هنري كشور را از استعدادهاي خود محروم كرده است. او چگونه رشد كرده بود؟ او در كجا به دنيا آمد؟ تحصيلات او از كجا آغاز و به كجا ختم شد؟ به بازيگري از كجا رو آورد؟ روز حادثه كجا بود؟  <پوپك> مردادماه متولد شد،  <پوپك> كه در <هشتم> مردادماه به دنيا آمد. مردم هر شب او را با نرگس در خانه‌هاي خود مي‌بينند، اما او حالا ديگر در خانه‌اش نيست. خودش مي‌گفت: <مرگ، پايان زندگي نيست.>او راست مي‌گفت: مرگ پايان زندگي نيست، اگر پايان زندگي بود، حالا از او نمي‌نوشتيم و به ياد او نبوديم. دلمان مي‌خواست دينمان را به او ادا كنيم. هنرمندي كه براي هنر ايران زحمت كشيد و چه بهانه‌اي بهتر از اين‌كه تولد او را جشن مي‌گرفتيم، تولد او در هشتم مردادماه را...
 _ _ _
 در يكي از كوچه پس كوچه‌هاي ميدان هروي تهران در يك مجتمع مسكوني، زنگ واحد 303 را مي‌فشاريم. از پله‌هاي مجتمع بالا مي‌رويم، به طبقه سوم مي‌رسيم، با خود مي‌گوييم، به احتمال زياد، وقتي كه در گشوده شود با خانه‌اي بزرگ در منطقه شمال شرقي تهران، بر مي‌خوريم؛ در كه باز مي‌شود، خانه‌اي كوچك و به دور از تجملات مقابلمان است؛ (رها) نوه پنج ساله خانواده به ما سلام مي‌گويد و سپس <بهار>، خواهر بزرگ‌تر پوپك؛ مادر باز هم با پيراهن سفيد، به ما خوشامد مي‌گويد و در پايان پدر خانواده، <محمدرضا گلدره> در چهره‌اش كاملا نمايان است كه به اين راحتي‌ها نمي‌تواند، غم از دست دادن دختر را از ياد ببرد. او ته‌تغاري بابا بود و مونس او... زماني كه دختر بزرگ خانواده به خارج از كشور رفته بود، همه چيز پدر و مادر، پوپك بود، اما <پوپك> هم اين پدر و مادر را تنها گذاشت. مقصر او نيست، بلكه سرنوشت اين گونه رقم خورد. به قول پدر كه مي‌گويد: <پرواز او، پرواز بزرگي بود> و سپس مي‌خواند:
 هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق
 ثبت است بر جريده عالم دوام ما
  پدر مرد باسوادي است، با صداي بسيار رسا كه ما را به ياد دوبلورهاي تلويزيون مي‌اندازد، بسيار خوش صحبت و واژه‌ها را با نظم خاصي از دهان خارج مي‌كند. در كجا به دنيا آمديد: سوم شهريورماه سال 1320، در همان روزي كه متفقين به ايران حمله كردند، در ميدان راه‌آهن به دنيا آمدم؛ در يك خانه قديمي كه تنها سيم‌هاي خاردار خانه ما را از راه‌آهن جدا مي‌كرد. من فرزند ششم خانواده و كوچك‌ترين پسر بودم. پدرم يكي از متخصصين سراجي بود. او رييس صنف سراجان و طرح‌هاي جديدي از كيف و كفش را در همان زمان توليد مي‌كرد، اما از آنجا كه حافظ منافع كارگران بود، هيچ‌گاه سرمايه‌اي جمع نكرد؛ او مردي عارف بود. در خيابان نادري، روبه‌روي هتل نادري مغازه‌اي داشت و من از شش، هفت سالگي در آنجا كار مي‌كردم. او بيشتر ثروت خود را وقف عرفان كرد. او ارادت خاصي به <مولانا> داشت. پدر مي‌خواست درس بخوانم، اما من علاقه‌اي شديد به ورزش و موسيقي داشتم. در باشگاه تهران جوان، در رشته كشتي و پرورش‌اندام فعاليت مي‌كردم. 14، 15 سالم كه شد رو به موسيقي آوردم. عاشق ساز ويولن بودم و زيرنظر اساتيد آن زمان مشغول آموزش شدم.همچنين دو سال زيرنظر وزارت بهداري، در رشته علوم آزمايشگاهي دوره‌هايي گذراندم و به عنوان كارشناس آن وزارتخانه انتخاب شدم. در امور سل انتخاب شدم و به همين خاطر داوطلبانه يك سال به استان اصفهان و چهارمحال و بختياري رفتم، تا آنجا كمك حال مردم باشم، اما به خاطر لذت از كمك كردن به مردمان آن ديار، يك سال به هفت سال ماندن در آنجا منجر شد. سرانجام در سال 72، پس از گذراندن 33 سال خدمت بازنشسته شدم.
 ازدواج پدر و مادر پوپك
 پدر مي‌گويد: مادر پوپك از دوستان تحصيلي خواهرم بود. به خانه ما رفت و آمد زيادي مي‌كرد، از آنجا كه به مولانا علاقه زيادي داشت، پدر هم علاقه‌اي شديد به او پيدا كرده بود. من در مردادماه سال 1342 به خواستگاري همسرم رفتم و در سال 43 ازدواج كرديم. دختر اولم <بهار> در سال 1346 به دنيا آمد و پوپك هم در هشتم مردادماه سال 1350 به دنيا آمد...
 مادر مي‌گويد: پوپك ساعت هشت صبح روز جمعه، هشتم مردادماه در بيمارستان پاسارگاد تهران به دنيا آمد. آن زمان نمي‌دانستم بچه پسر يا دختر است. بگذاريد يك خاطره در مورد نام <پوپك> بگويم. در سال آخر دبيرستان تحصيل مي‌كردم كه دبير ادبياتمان در رابطه با منطق‌الطير، در حال صحبت بود، او مي‌گفت: هدهد راهبر مرغان بود كه نام ديگرش شانه به‌سر و پوپك است و پوپك هم به معناي دوشيزه بودن است. همان زمان به خودم گفتم اگر فرزندي داشته باشم، نام او را <پوپك> مي‌گذارم. زماني كه دختر اولم به دنيا آمد و همسرم علاقه شديدي به نام <بهار> داشت، از طرفي <بهار> هم در فصل بهار به دنيا آمد، از اين رو او را به اين نام صدا كرديم، اما زماني كه دختر دومم به دنيا آمد، اين بار نوبت من بود كه برروي او نام بگذارم و آرزوي من برآورده شد.طي هشت ماهي كه پوپك در بيمارستان بستري بود، خيلي از آشنايان مي‌گفتند كه پوپك مانند يك كتاب است كه ما خيلي چيزها از او ياد گرفتيم و اين امر با مرور در زندگي او برايمان رخ داد. من هرگاه طي اين مدت بالاي سرش مي‌رفتم، به او مي‌گفتم <پوپك>، تو معني نامت را پيدا كردي و هدهدي كه داري راهبري مي‌كني. من بيشتر مواقع او را <هدهد> صدا مي‌كردم و او هم، هرگاه كه نامه مي‌نوشت، با امضاي <هدهد> بود.مادر به عكس قاب گرفته دخترش در كنج اتاق نگاه مي‌كند و مي‌خواند:
 آرزويم بودي و دادي مرا عشق و اميد
 هدهدم گشتي و بر ملك صبا دادي نويد
 و در ادامه مي‌گويد: زماني كه اشتباهي مي‌كرد و از دست او عصباني بودم برايش مي‌خواندم:
 < مرجبا اي هدهد هادي شده> و او هم مي‌گفت: مامان چه كار اشتباهي كردم كه دوباره اين شعر را برايم مي‌خواني...
 مادر مي‌گويد: <مرگ پايان زندگي نيست>، ماموريت پوپك در اين دنيا تمام شده، خدا خواسته كه او برود و من در حال حاضر تنها <دلتنگ> پوپكم هستم.مادر پوپك، زني عارف است، هر هفته كلاس‌هاي مولانا را بر پا مي‌كند. منطق‌الطير تدريس مي‌كند، عاشق كلام قرآن است و عرفان مولانا را به طور كامل شرح مي‌دهد. شايد به همين دليل باشد كه مي‌گويد: <هيچ جايي نوشته نشده است كه انسان نيست و فنا مي‌شود، اگر به كلام دين خودمان هم توجه كنيم مي‌بينيم كه مي‌گويد: <اناا... و انااليه راجعون...>من راضي به رضاي خداوند هستم، اما صبر به من بده كه اين دوري را تحمل كنم.
 _ _ _
 اگر يادتان باشد، در فيلم‌ها و تصاويري كه از مراسم خاكسپاري پوپك پخش شد، مادر پوپك، هيچ‌گاه پيراهن مشكي نمي‌پوشيد، چرا؟
 مي‌گويد: پوپك هيچ‌گاه دوست نداشت كه من پيراهن مشكي بپوشم، او حساسيت شديدي به اين رنگ داشت. شايد بر مي‌گردد به اين اتفاق كه پوپك 15 روزه بود كه پدرم درگذشت و من تا چند سال پيراهن مشكي به تن مي‌كردم. شب اولي كه پوپك فوت كرد، به سوي كمد لباس‌هايم رفتم، دست من به سوي لباس مشكي رفت، ناگهان صداي پوپك را مثل سابق شنيدم كه گفت: <ماماني، مشكي...> به خودم گفتم كه معتقد نيستم كه <پوپك> از پيش ما رفته و در آن وضعيت من بايد به اطرافيان روحيه بدهم؛ از اين رو تصميم گرفتم، كه سفيد بپوشم. سفيد رنگ روشني و رنگ نور است. به پوپك گفتم <من سفيد مي‌پوشم تا تو خوشحال باشي.>
 _ _ _
 شخصيت او چگونه شكل گرفت؛ مادر مي‌گويد: <پوپك> از زماني كه راه افتاد يك بچه دوست داشتني و باهوش بود، چيزي كه باعث تعجب من و پدرش شد، اين بود كه پوپك زبان شيوايي داشت و مسايل را خيلي عجيب و باور نكردني با سن كمش به يكديگر ارتباط مي‌داد؛ در رابطه با تحصيل هم، وضعش اين گونه بود كه دوست نداشت بيست بگيرد، بلكه دلش مي‌خواست با نمرات خوبي سال تحصيلي‌اش را به پايان ببرد و در كنار آن به تئاتر، موسيقي و همچنين در كنار دوستان بودن، هم برسد.يادم مي‌آيد كه در دبيرستان <ايران>، چند تئاتر به همراه دوستانش اجرا كرد، كه مورد توجه واقع شد.تحصيلات پوپك در چه مقاطعي بود؟ مادر مي‌گويد: او در رشته رياضي ديپلم گرفت، اما زماني كه مي‌خواست براي كنكور ثبت‌نام كند، به ما گفت: كه مي‌خواهد در رشته علوم انساني امتحان بدهد، از اين رو، يك روز كتاب‌هاي چهار ساله علوم انساني را تهيه كرد و چند ماه پيش از كنكور رو به مطالعه اين كتاب‌ها آورد و بدون اين‌كه يك ساعت معلم داشته باشد و كلاس برود، خود را چهار ماه در خانه زنداني كرد و در دانشگاه سراسري رتبه 54 را آورد. پوپك مي‌توانست رشته حقوق را انتخاب كند، جالب اين‌كه خواهرش هم پيش از او در كنكور سراسري رتبه 56 را آورد و در حقوق دانشگاه تهران قبول شد. اما پوپك مي‌گفت به حقوق علاقه‌اي ندارد، از اين رو در رشته روان‌شناسي باليني دانشگاه تهران پذيرفته شد و در دانشگاه تهران، پايان‌نامه‌اش را در رشته تئاتر درماني نوشت كه سخت مورد توجه قرار گرفت. در همان زمان با اهالي تئاتر آشنا شد و رو به هنر آورد، همان چيزي كه آرزويش بود. من هم هرگاه به پوپك مي‌گفتم: عزيزم تو روان‌شناسي خواندي، بهتر نيست ادامه تحصيل بدهي و به درجه دكترا نايل شوي، او مي‌گفت: <مامان، اتفاقا در هنر بازيگري، روان‌شناسي نقش موثري دارد.>
 او چگونه رو به بازيگري آورد؟ او با دوستانش در دانشكده هنر، تئاتر <پل> را بازي كرد. تئاتري هم به نام <زمستان>66 در سال 74 بازي كرد كه پوپك در آن تئاتر جايزه اول را گرفت و از او تقدير شد. آن شب در تالار وحدت، او برايمان مايه افتخار شد. بعد از اين تئاتر، او در سكانس‌هايي از مجموعه تلويزيوني <سرزمين سبز> بازي كرد كه هيچ‌گاه پخش نشد و نمي‌دانيم كه چرا اين گونه شد؛ سپس در دنياي شيرين دريا بازي كرد، پس از آن در فيلم‌هاي سينمايي موج مرده، آخر بازي، سيندرلا، مجموعه مرواريد سرخ و سپس نرگس..
 ادامه تحصيل در آمريكا
 مادر پوپك مي‌گويد: پس از اين‌كه جايزه سيمرغ بلورين را به خاطر بازي در فيلم سينمايي <موج مرده> از آن خود كرد، او در سال 80 به آمريكا پيش خواهرش رفت، البته قصدش از رفتن ادامه تحصيل بود؛ خيلي‌ها به او گفتند كه حالا زمان مناسبي نيست، تو الان مي‌تواني به پيشنهادات خوبي فكر كني، اما او عزمش را جزم كرده بود كه پيش خواهرش برود. گويا پس از اين‌كه رفته بود پشيمان شده و دايما با ما تماس مي‌گرفت كه نمي‌تواند در آنجا زندگي كند و مي‌خواهد به ايران بازگردد. من، پدر و خواهرش هم به او مي‌گفتيم كه حداقل فوق‌ليسانست را بگير و سپس برگرد، كه او گفت: نه من نمي‌توانم، سپس به بهانه ديدن ما به ايران آمد، چند ماهي بود و دوباره رفت، پس از هشت ماه دوباره به ايران بازگشت و صريحا به ما گفت: كه مي‌خواهم به بازيگري ادامه بدهم.
 _ _ _
 از مادرش مي‌پرسيم كه او هيچ وقت در رابطه با مرگ صحبت مي‌كرد و به طور كلي نظري در مورد مرگ داشت كه مي‌گويد: بله، او ابتدا از مرگ مي‌ترسيد، اما گويا زماني كه در مجموعه‌اي در اطراف شاهرود در كوير بازي مي‌كرد، در بيمارستاني با پيرزني برخورد كرد كه مردن او را به چشم ديد. به من گفته بود، زماني كه پيرزن جان داد، متوجه شد كه چيزي از بدن او جدا شده، چيزي به شكل روح... احساس كردم، لباس او باقي ماند و روح از بدنش جدا شد. روزي هم در قبري خوابيد كه باعث شد ترسش بريزد، به من گفته بود كه مامان از زماني كه در قبر خوابيدم، ديگر از مرگ نمي‌ترسم.
 _ _ _
 آيا پدر با بازي پوپك مخالفت مي‌كرد؟ پدر مي‌گويد: نه، من سعي مي‌كردم هميشه به فرزندانم، معنويات را بياموزم. از آنجا كه كارم صبح تا ظهر بود و به دنبال اضافه كاري و ماديات نبودم، وقت بيشتري با دخترانم مي‌گذراندم. مخالف بازي كردن او نبودم، بلكه موافق درست زندگي كردن آنها بودم؛ شايد به همين خاطر بود كه هيچ‌گاه دخترانم، به ماديات توجه نمي‌كردند. هميشه از او مي‌پرسيدم كه تعريف درستي از واژه <هنر> در كشورمان بيان كند.
 پوپك در اين اواخر سعي مي‌كرد، به اطرافيان خود بيشتر از گذشته كمك كند، او به هيچ عنوان به ماديات توجه نشان نمي‌داد؛ شايد درست نباشد بگويم، اما واقعيت است كه به اشخاصي كه كمك مالي نياز داشتند، دريغ نمي‌كرد و اصلا ماديات براي خودش كاملا بي‌ارزش بود. خوشحالم كه او چنين طرز تفكري داشت و با همين طرز تفكر رشد كرد. من اين نوع زندگي را از پدرم به ارث بردم، خود من در بهترين موقعيت مي‌توانستم موسيقي تدريس كنم، حتي بارها به خاطر صدايم از تلويزيون به من پيشنهاد شد، اما من به همان كارهاي آزمايشگاهي‌ام، قانع بودم و دوست داشتم، بيشتر وقتم را با خانواده صرف كنم. شايد به همين علت باشد كه پس از سال‌ها زندگي در تهران يك خانه هفتاد متري دارم و مبلغي ناچيز حقوق بازنشستگي...
 _ _ _
 شنيده بوديم كه پوپك با اتومبيل شخصي‌اش تصادف كرد، اما پدر اين گونه تعريف مي‌كند. 24 ساعت از پوپك خبري نداشتم، فيلمبرداري در <ازگل> بود. آقايان مقدم و مهام به خاطر اين كه پوپك ده روز مقابل دوربين بود به او 48 ساعت استراحت دادند و پوپك هم در پاسخشان گفته بود: <جانم، مي‌روم يك سري به دريا مي‌زنم و مي‌آيم> با همسر سيروس مقدم تماس گرفتم كه آيا پوپك سر صحنه است، اما او گفت: ما هم از او خبري نداريم و گوشي همراهش خاموش است. او ساعت ده شب در زمان بازگشت به تهران، با يك پيكان سواري در حال بازگشت بود كه راننده پيكان قصد سبقت گرفتن را داشت، از روبه‌رو هم يك آردي با همين سرعت مي‌آمد، تصادف شاخ به شاخ صورت گرفت و هفت نفر در همان جا، مردند. اتومبيل‌ها مچاله شده بودند. آنها را سريعا به بيمارستان نور رساندند، اما افاقه‌اي نكرد. در بين آنان، تنها پوپك و يك آقاي ديگر زنده ماندند. چند بار پس از تصادف با من تماس گرفتند كه اگر مي‌خواهيد ديه بگيريد، بايد مراحل قانوني سپري شود، از اين روز بايد از راننده شكايت بشود، اما من نه حوصله اين كارها را دارم و نه راننده‌اي زنده است كه از او شكايت كنم. آن راننده هم يك پدر هفتاد ساله دارد كه گويا حالا گرفتار اين مسايل شده است.در نور هم، پوپك را با يك آمبولانس فرستاند تهران، اما قسمت اين بود كه او از ما جدا شود، آن هم پس از هشت ماه... گويا خداوند مي‌خواست صبر ما را امتحان كند. پدر در ادامه از پرستاران به نيكي ياد مي‌كند و از آنان به عنوان فرشتگان نجات نام مي‌برد، اما گله‌هايي از پزشكان دارد.. كه دوست دارد، در اين باره زياد توضيح ندهد، چون فايده‌اي ندارد، <دخترم كه دوباره بر نمي‌گردد.>پدر در ادامه مي‌گويد: عشق به بازيگري اجازه نداد كه او در آمريكا زندگي كند، من با توجه به استعدادهايي كه از او سراغ داشتم، يقين ‌داشتم كه اگر در آن جا تحصيل مي‌كرد، با مدرك دكتراي روان‌شناسي باليني از آنجا باز مي‌گشت. اما نمي‌دانم چه شد كه او دوباره به ايران بازگشت. پدر در ادامه مي‌گويد: من هم مثل همسرم دلم براي پوپك تنگ شده است، معتقدم كه پوپك پرواز زيبايي داشت و شايد پرواز زيبا كردن، از زندگي زيبا كردن هم مهم‌تر باشد. منظورم اين است كه زيبا مردن هم جزو نعمت‌هاي خداست.
  در هشت ماهي كه او بستري بود، به چشم ديديم كه مردم چه طور براي او دعا و راز و نياز مي‌كنند و آرزوي سلامتي‌اش را داشتند. پدر پوپك در پايان از زحمات صدا و سيما و مخارجي كه بابت پوپك متحمل شدند، به ويژه از زحمات آقايان ضرغامي، پورمحمدي و تقدسي قدرداني مي‌كند كه طي اين مدت كمك‌رسان او و خانواده‌اش بودند.وي مي‌گويد: طي مدت هشت ماه، سازمان صدا و سيما هفتاد ميليون تومان خرج دخترم كرد...  و سرانجام پوپك گلدره، فرزند دوم محمدرضا گلدره، در شب تولد رسول اكرم(ص)، در 27 فروردين‌ماه 1385 در حالي كه 34 سال و هشت ماه سن داشت، دارفاني را وداع گفت...
 همين چند سال پيش، او جايزه بهترين بازيگر زن با بازي در فيلم <موج مرده> را از آن خود كرده بود. با او قرار گفتگو گذاشتم. ابتدا امتناع مي‌كرد، اما او را مجاب كردم كه با من گفتگو كند. به من گفت: چه مي‌خواهي بپرسي؟ كجا به دنيا آمدم، كجا تحصيل كردم، نظرم را درباره اين سكانس بگويم و شايد بهترين پرسش اين باشد كه پيام اين فيلم چه بود؟ گفتم: سركار خانم، ما هم مقصر نيستيم، بلكه اذهان عمومي از ما اين چنين پرسش‌هايي مي‌خواهند. كمي فكر كرد و گفت: يعني مردم... گفتم: آري. گفت: همه مردم... گفتم: نه، آن قشري كه حداقل مطبوعات را مي‌خوانند و از طرفداران دنياي سينما هستند. اين‌ها، هم جزوي از مردم هستند. گفت: حالا كه پاي مردم وسط است، پس بپرس... و من پرسيدم و پرسيدم تا اين‌كه رسيدم به پرسش كليشه‌اي پاياني، مثل تمام مصاحبه‌ها <حرف پاياني...> دوباره به فكر فرو رفت، مثل پاسخ دادن به ديگر پرسش‌ها، كه با طمانينه به آنان پاسخ مي‌داد. برخلاف خيلي از هنرمندان، براي طرف مقابل، ارزش قايل بود. ما خبرنگاران زماني كه رو در روي كسي براي گفتگو مي‌نشينيم، متوجه مي‌شويم كه چه كسي حال و حوصله گفتگو را دارد و چه كسي حال و حوصله ندارد... چه كسي مي‌خواهد با پاسخ‌هاي تك كلمه‌اي از شر ما راحت شود و چه كسي با فكر، تعمق و تامل پاسخگوي پرسش‌هاي ماست و گلدره از اين گروه بود. گروهي كه يا مصاحبه نمي‌كرد و اگر هم حاضر به مصاحبه مي‌شد براي فرد روبه‌رو، ارزش قايل مي‌شد.
 مثل آن بازيگر زن تازه به دوران رسيده‌اي نبود كه شش ماه، ما را امروز و فردا كرد و سرانجام هم گفت: پرسش‌هايتان را بياوريد، پرسش‌هايمان كه به پانزده پرسش مي‌رسيد را برديم و به او سپرديم كه حداقل براي هر پرسش سه، چهار خط مطلب بنويسد... پس از دو ماه از آن روز كه به دنبال پرسش‌هايمان بوديم، به ما گفت كه برويم از منزلشان در يكي از خيابان‌هاي فرعي ميرداماد تهران بگيريم.
 زماني كه مادر بازيگر مربوطه، كاغذ را دستمان داد، از حالت تعجب داشتم شاخ در مي‌آوردم؛ پس از شش ماه به دنبال او بودن و دو ماه هم به دنبال پرسش‌ها، براي هر يك از پرسش‌ها، تنها چند كلمه پاسخ داد. از پانزده سوال، شش پرسش عادي را پاسخ نداد؛ به سه سوال ديگر، بلي يا خير گفت و براي شش سوال هم، تنها چند كلمه پاسخ... از مجتمع كه خارج شدم، كاغذ را مچاله و به گوشه‌اي پرتاب كردم. زير لب به خودم دشنام دادم كه هشت ماه از وقتم را صرف او كردم و روانم را آزار دادم، آخرش هم... وقتي كه او برايت احترام قايل نمي‌شود، آن گاه براي چه بايد عكس او را با ژست‌هاي مختلف روي جلد بياوري... شايد پاسخ اين باشد، <براي مردم...> اما او براي مردم، براي من و براي تو چه كرد؟ مردم بايد بدانند كه برخي از اهالي اين قشر چگونه رفتار مي‌كنند... ما براي آنان مي‌گوييم كه براي مردم از شما گفتگو مي‌خواهيم و آن گاه آنان هشت ماه، ما را به دنبال خود مي‌كشانند. زماني كه اين اتفاق در تابستان گذشته كه اگر اشتباه نكنم، مردادماه گذشته بود، افتاد... به ياد حرف‌هاي <پوپك گلدره> افتادم كه به من در اوج محبوبيت و مشهوريت به خاطر دريافت سيمرغ بلورين از جشنواره فجر گفت: اگر به خاطر مردم است، بپرس و من پرسيدم تا رسيدم به همان پرسش پاياني. <اگر در پايان چيزي دوست داريد، بگوييد، به عبارتي سخن پاياني> و او پس از كمي تامل گفت: <ما انسان‌ها، بايد قدر يكديگر را بدانيم، مرگ به همه ما نزديك است، مرگ در كمين همه ماست، دنيا چند روزي بيشتر نيست، ما در دنياي ديگري هم بايد زندگي را تجربه كنيم، مرگ پايان زندگي نيست، پس با كوله‌باري از رفتار پسنديده به سوي آن دنيا گام برداريم.>
 و لحظاتي بعد صحبت‌هايش عاميانه‌تر شد: <براي يكديگر كلاس نگذاريم، از غرور فاصله بگيريم، دل‌هايمان را به يكديگر نزديك‌تر كنيم، به ماديات زندگي توجه بي‌جا نشان ندهيم و از گذشتگان عبرت بگيريم، دست پايين‌تر از خود را بگيريم و به او كمك كنيم كه تنها همين مسايل، نام انسان‌ها را نيك مي‌كند...> و چه زيبا پوپك آن گفته‌ها را به زبان آورد، چرا كه خود اين گونه بود و به همين شكل زندگي مي‌كرد...
 روحش شاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:27  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی هدیه تهرانی

هدیه‌ تهرانی‌ یكی‌ از معدود ستارگان‌ واقعی‌ تاریخ‌ سینمای‌ ایران‌ است‌. از آن‌ معدود نام‌هایی‌ كه‌ طی‌ ۱۰ سال‌ گذشته‌ ، اسمش‌ به‌ روی‌ پوسترهای‌ سینما، فروش‌ فیلم‌ را تا حد زیادی‌ تضمین‌ می‌كند.
طی‌ ۱۰ سال‌ گذشته‌ فیلم‌های‌ بسیاری‌ از او در فهرست‌ پرفروش‌های‌ سال‌ قرار گرفته‌اند. زندگی‌ سینمایی‌ او علی‌رغم‌ تمام‌ شایعات‌ و جنجال‌ها، همچنان‌ با قدرت‌ تمام‌ ادامه‌ دارد. در فهرست‌ فیلم‌های‌ او، می‌توان‌ علاقه‌ یك‌ بازیگر محبوب‌ را به‌ قبولاندن‌ تصویر متفاوتی‌ از خود به‌ عنوان‌ بازیگری‌ قدرتمند پیدا كرد.
او در حداقل‌ دو فیلم‌ شوكران‌ و چهارشنبه‌سوری‌ نشان‌ داده‌ كه‌ از توانایی‌های‌ ویژه‌یی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ بازیگر سینما برخوردار است‌ و كار خود را كاملا جدی‌ می‌گیرد. خودش‌ اذعان‌ دارد در بدو ورودش‌ به‌ سینما اینگونه‌ نبود و سینما برایش‌ یك‌ وجه‌ تفنن‌ بیشتر نبود.
او را محمدرضا شریفی‌نیا كشف‌ كرد و به‌ هدایت‌ فیلم‌ معرفی‌ كرد. برای‌ ایفای‌ نقش‌ در فیلم‌ روز واقعه‌. در تست‌های‌ بازیگری‌ قبول‌ نشد و نقش‌ به‌ لادن‌ مستوفی‌ رسید. دو سال‌ بعد، كیانوش‌ عیاری‌ از روی‌ عكسش‌، او را برای‌ بازی‌ در فیلم‌ بودن‌ یا نبودن‌ انتخاب‌ كرد، اما طولانی‌ شدن‌ روند تولید فیلم‌، موجب‌ شد تا تهرانی‌ جذب‌ پروژه‌ سلطان‌ شود. (نقش‌ بودن‌ یا نبودن‌ عاقبت‌ به‌ عسل‌ بدیعی‌ رسید).
كیمیایی‌ شخصا برای‌ مذاكره‌ با این‌ چهره‌ عازم‌ مذاكره‌ با او شد و بلافاصله‌ او را تایید كرد. اینگونه‌ بود كه‌ هدیه‌ تهرانی‌ در ۲۴ سالگی‌ بالاخره‌ وارد عرصه‌ سینما شد.
حالا ۱۰ سال‌ گذشته‌ است‌ و تهرانی‌ علاوه‌ بر تثبیت‌ خود به‌ عنوان‌ یك‌ كاراكتر ثابت‌ با ویژگی‌هایی‌ مثل‌ خونسردی‌، نفوذناپذیری‌ و نگاه‌ از بالا به‌ مردان‌، توانسته‌ تجربیات‌ متفاوتی‌ را نیز در نقش‌ زنان‌ زخم‌ خورده‌ و شكست‌ خورده‌ از سر بگذراند.
حالا او می‌تواند با غرور به‌ كارنامه‌ سینمایی‌اش‌ نگاه‌ كند.تهرانی‌ در ادامه‌ تجربیات‌ ویژه‌اش‌، حالا حضور در آخرین‌ فیلم‌ بهمن‌ قبادی‌ را نیز از سر گذرانده‌ و او پروژه‌ ایرج‌ كریمی‌ و منیژه‌ حكمت‌ را هم‌ در دستور كار دارد.
آن‌ دختر ۲۴ ساله‌ فیلم‌ سلطان‌، اكنون‌ زنی‌ است‌ در اوج‌ محبوبیت‌ كه‌ در میان‌ منتقدان‌ و اهالی‌ سینما نیز از محبوبیت‌ شگرفی‌ برخوردار است‌. دو سیمرغ‌ بلورین‌ (برای‌ قرمز و چهارشنبه‌سوری) و یك‌ تندیس‌ خانه‌ سینما كه‌ هفته‌ پیش‌ به‌ او تعلق‌ گرفت‌، نشانه‌هایی‌ از كمال‌ یك‌ بازیگر هستند.
‌‌●● بهترین‌ فیلم‌ها
● سلطان‌
حضور ناگهانی‌ هدیه‌ تهرانی‌ در اقتباس‌ مسعود كمیایی‌ از جیب‌بر خیابان‌ جنوبی‌، در نقش‌ دختر یك‌ سرایدار كه‌ از كاراكتر قدرتمندی‌ برخوردار است‌. هدیه‌ تهرانی‌ در اولین‌ فیلم‌، بازیگر خوبی‌ نیست‌. نه‌ میمیك‌ خوبی‌ دارد، نه‌ بیان‌ قدرتمندی‌ اما از همان‌ اولین‌ فیلم‌ یك‌ ویژگی‌ خاص‌ را نمایش‌ می‌دهد. در هیچ‌ صحنه‌یی‌ حاضر به‌ قبول‌ برتری‌ بازیگر روبرویش‌ نیست‌.
او در تمام‌ صحنه‌هایی‌ كه‌ با فریبرز عرب‌نیا همبازی‌ است‌، تمام‌ انگاره‌های‌ موجود درباره‌ نقش‌ زن‌ در چنین‌ فیلم‌هایی‌ را تحت‌الشعاع‌ قرار می‌دهد. سلطان‌ در جشنواره‌ فجر چندان‌ مورد توجه‌ قرار نگرفت‌. اما برخی‌ از منتقدان‌ و كارشناسان‌ مجذوب‌ كاراكتر خاص‌ هدیه‌ تهرانی‌ در این‌ فیلم‌ شدند.
● غریبانه‌
كاراكتر تهرانی‌ به‌ شكلی‌ افراطی‌ در غریبانه‌ به‌ نمایش‌ در می‌آید. یك‌ خانم‌ دكتر لجباز و پرخاشگر، كه‌ در پناه‌ این‌ كاراكتر خشن‌ خود، درون‌ زخم‌پذیر و زنانه‌ خود را پنهان‌ می‌كند. در غریبانه‌ با ابوالفضل‌ پورعرب‌ همبازی‌ بود و به‌ نسبت‌ فیلم‌ سلطان‌، بازی‌ متكامل‌تری‌ از خود نشان‌ می‌دهد. منتقدان‌ و كارشناسان‌ نكته‌یی‌ را كشف‌ كردند، غریبانه‌ مثل‌ سلطان‌ پرفروش‌ از آب‌ درآمد.
● قرمز
یك‌ بازی‌ حیرت‌انگیز از هدیه‌ تهرانی‌. این‌ بار با محمدرضا فروتن‌ همبازی‌ است‌. بازی‌ فوق‌العاده‌ او در نقش‌ زنی‌ كه‌ در مقابل‌ ستم‌ مرد و خانواده‌اش‌ سر به‌ طغیان‌ برمی‌دارد و حتی‌ تا كشتن‌ او پیش‌ می‌رود، بسیار به‌ طبع‌ دختران‌ و زنانی‌ كه‌ پس‌ از فضای‌ دوم‌ خرداد، حال‌ و هوای‌ جدیدی‌ را تجربه‌ می‌كردند، خوش‌ آمد.
فیلم‌ یك‌ جایزه‌ سیمرغ‌ بلورین‌ بهترین‌ بازیگری‌ را برای‌ او به‌ ارمغان‌ آورد، آن‌ هم‌ در حالی‌ كه‌ رقیب‌ بزرگی‌ مثل‌ نیكی‌ كریمی‌ در فیلم‌ دوزن‌ را همراه‌ خود داشت‌. قرمز اعلام‌ موجودیت‌ هدیه‌ تهرانی‌ در عرصه‌ سینمای‌ ایران‌ بود. قرمز باز هم‌ پرفروش‌ از آب‌ درآمد.
● شوكران‌
قدرت‌نمایی‌ باورنكردنی‌ از هدیه‌ تهرانی‌. فیلمنامه‌ دقیق‌ و سنجیده‌ فیلم‌ این‌ اجازه‌ را می‌دهد تا هدیه‌ تهرانی‌ با مفهوم‌ كاراكتر تثبیت‌ شده‌اش‌ بازی‌ كند و حدسیات‌ تماشاگر را بر هم‌ بزند. او در ابتدا زنی‌ بی‌بندوبار به‌ نظر می‌رسد كه‌ هراسی‌ از ویران‌ ساختن‌ زندگی‌ مرد روبرویش‌ ندارد، اما بتدریج‌ مشخا می‌شود كه‌ او یك‌ قربانی‌ است‌.
قربانی‌ رسم‌ و رسوم‌ جامعه‌ كه‌ آماده‌اند زنی‌ مستقل‌ و متكی‌ به‌ خود مانند او را در چرخدنده‌ سوءبرداشت‌ها نابود كنند. شوكران‌ یكی‌ از بهترین‌ فیلم‌های‌ پس‌ از انقلاب‌ ایران‌ است‌ كه‌ بخش‌ عمده‌یی‌ از قدرت‌ خود را از بازی‌ غافلگیرانه‌ هدیه‌ تهرانی‌ كسب‌ می‌كند.
● كاغذ بی‌خط‌
تجربه‌ بازی‌ تهرانی‌ با یكی‌ از مشهورترین‌ كارگردان‌های‌ ایران‌ بیشتر به‌ نفع‌ هدیه‌ تهرانی‌ تمام‌ شد. فیلم‌ ناصر تقوایی‌، بخاطر ریتم‌ كندش‌ چندان‌ مورد استقبال‌ تماشاگران‌ قرار نگرفت‌، اما هدیه‌ تهرانی‌ در نقش‌ زنی‌ خانه‌دار كه‌ دنیایی‌ خیالبافانه‌ برای‌ خودم‌ ترسیم‌ كرده‌ و می‌خواهد تا تجربه‌های‌ جدیدی‌ را پشت‌ سر بگذارد فوق‌العاده‌ و دیدنی‌ است‌. تهرانی‌ این‌ بار با خسروشكیبایی‌ همبازی‌ است‌ و باز هم‌ سر سوزنی‌ از همتای‌ خود كم‌ نمی‌آورد.
● دنیا
اولین‌ تجربه‌ هدیه‌ تهرانی‌ در سینمای‌ كمدی‌، یك‌ موفقیت‌ تجاری‌ كامل‌ بود. این‌ بار او در نقش‌ زنی‌ مجرد و از فرنگ‌ برگشته‌ است‌ كه‌ دنیای‌ آرام‌ و بی‌سكون‌ مرد صاحبخانه‌اش‌ (با بازی‌ محمدرضا شریفی‌نیا) را به‌ شكل‌ كامل‌ برهم‌ می‌زند و او را شیفته‌ خود می‌سازد.
در برخی‌ صحنه‌ها اعتمادبه‌نفس‌ تهرانی‌ در ادای‌ كلمات‌ با لهجه‌ فرنگی‌ كمی‌ تو ذوق‌ می‌زند اما هرچه‌ هست‌ تهرانی‌ استعداد خود را در عرصه‌ سینمای‌ كمدی‌ به‌ همه‌ ثابت‌ كرد. این‌ استعداد را سال‌ بعد در فیلم‌ دختر ایرونی‌ نیز دیدیم‌.
● چهارشنبه‌سوری‌
این‌ بار هدیه‌ تهرانی‌ در بالاترین‌ سطح‌ بازیگری‌ سینمای‌ ایران‌ ظاهر می‌شود. بازی‌ او در چهارشنبه‌سوری‌ یك‌ شگفتی‌ كامل‌ است‌. او پوسته‌ نقش‌ بازی‌ كردن‌ را كه‌ در میان‌ بازیگران‌ سینمای‌ ایران‌ مرسوم‌ است‌، می‌شكافد و با نقش‌ یكی‌ می‌شود.
در برخی‌ صحنه‌های‌ فیلم‌ هدیه‌ تهرانی‌ به‌ تمام‌ معنی‌ معجزه‌یی‌ را شكل‌ می‌دهد. در صحنه‌یی‌ كه‌ با خواهرش‌ در حال‌ گفت‌وگو است‌ و صدایش‌ در بغض‌ و گریه‌ می‌شكند، تماشاگر حدفاصل‌ بازیگر و نقش‌ را به‌ شكل‌ كامل‌ فراموش‌ می‌كند. چهارشنبه‌سوری‌ صعود هدیه‌ تهرانی‌ و ادامه‌ روند تكاملی‌اش‌ در كارنامه‌ بازیگری‌اش‌ است‌. چهارشنبه‌ سوری‌ پس‌ از دو سال‌ فترت‌ ، یك‌ نقطه‌ عطف‌ كامل‌ در پرونده‌ هدیه‌ تهرانی‌ بود.
● نقش‌های‌ سوم‌
هدیه‌ تهرانی‌ در چند فیلم‌، در نقش‌های‌ فرعی‌ ظاهر شده‌ است‌. در خانه‌یی‌ روی‌ آب‌ ساخته‌ فرمان‌آرا، او در نقش‌ منشی‌ دكتر سپیدبخت‌ ظاهر می‌شود كه‌ در انتقام‌ از بی‌تفاوتی‌ و هوسبازی‌ دكتر، مقدمات‌ مرگ‌ او را فراهم‌ می‌كند.
بازی‌ در این‌ فیلم‌ اگرچه‌ تجربه‌ متفاوتی‌ بود اما چندان‌ جلب‌ توجه‌ نكرد.تهرانی‌ در فیلم‌ دوئل‌ ساخته‌ احمدرضا درویش‌ باز هم‌ نقش‌ كوچكتری‌ را ایفا كرد. حضور او در یك‌ فصل‌ ۵ دقیقه‌یی‌ محدود می‌شد و به‌ نظر می‌رسید فیلمساز بیشتر در پی‌ قرارگرفتن‌ نام‌ او در پوستر فیلم‌ بوده‌ است‌.
در یك‌ بوس‌ كوچولو، هدیه‌ تهرانی‌ در نقش‌ فرشته‌ مرگ‌ ظاهر می‌شود كه‌ در طول‌ فیلم‌ به‌ شكل‌ متناوب‌ حضور پیدا می‌كند. در مجموع‌ نقش‌های‌ كوتاه‌ هدیه‌ تهرانی‌، هرچند نشانگر عدم‌ هراس‌ او از تجربه‌های‌ متفاوت‌ است‌، اما هیچكدام‌ نقطه‌ مثبتی‌ به‌ كارنامه‌ او اضافه‌ نكرده‌اند.
● فیلم‌های‌ دیگر: دستهای‌ آلوده‌، آبی‌، چتری‌ برای‌ دو نفر، دختر ایرونی‌، جایی‌ برای‌ زندگی‌، سیاوش‌، پارتی‌.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:23  توسط مهدی خسروی  | 

بیو گرافی لادن مستوفی

لادن مستوفی

نام اصلی: زهرا مستوفی

تولد:1351،تنکابن همسر:شهرام اسدی(کارگردان)

انتخاب او برای بازی در نقش راحله اتفاق مهمی بود بازیگران و داوطلبان بسیاری برای از آن خود کردن این نقش در فیلم پر سر و صدای روز واقعه آزمایش شدند اما سر انجام لادن مستوفی انتخاب شد این نقش محوریت خاصی نداشت اما زمینه ای برای ورود لادن به سینما شد.

او تحصیل در دانشگاه را به صورت نا تمام رها کرد و به رشته مورد علاقه ی خود یعنی بازیگری پرداخت.در چند سال اول ورودش به سینما بسیار کم کار بود به طوری که تا سال 1379 تنها در سه فیلم بازی کرده بود اما ازدواج با شهرام اسدی سبب شدد او در کارش مصمم تر شود و در فیلم های بیشتری ایفای نقش کند.

یعد دو فیلم دختری به نام تندر و به من نگاه کن (ساخته ی همسرش) ایفای نقش کرد بعد این فرصت را پیدا کرد تا مجموعه ی تلویزیونی به من نگاه کن ایفای نقش کند.

ویژگی او جدیت خاصی است که حین بازیگری در جهره ی او می بینیم .

لادن کسی است پس از گذشت سالها خود را مدیون آموزش های زنده یاد مهدی فتحی در روز واقعه می داند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:21  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی محمد صادقی

نام: محمد صادقیHonarpisheh.com

تاریخ تولد: نه خرداد 1338

وي در نهم خرداد ماه سال 1338 به دنيا آمد، ديپلم تجربي دارد و پس از آن تحصيلاتش در دو بخش است. ابتدا در مقاطع رسمي دانشگاه سينما و تلويزيون، سپس در موسسات حرفه اي كاربردي بازيگري و كارگرداني، تمام آنها نيز پس از ديپلم در خارج از كشور بوده است». او از آن زمان‌ها مي‌‌گويد: تا يادم است در زمان تحصيل مردودي نداشتم، اما در برخي از مقاطع دبيرستان تجديدي‌ها بلاي جان تابستان‌هاي من بود، يادم مي‌‌آيد كه در سال آخر دبيرستان از درس شيمي، نمره 9 شدم و آن را تك‌ماده كردم. هيچ گاه نتوانستم در دوران تحصيل با اين درس ارتباط برقرار كنم...
    او در ادامه مي‌‌گويد: در طي‌ سال‌هايي كه در خارج از كشور بودم، وقتم به آموزش و تحصيل، تدريس يا تمرين در اين حرفه مي‌‌گذشت، در تعدادي از كارهاي كوتاه، نيمه بلند و بلند حضور داشتم كه از قضا انگليسي زبان به حساب مي‌‌آمدند، درخارج از كشور هم دوربين را تجربه كرده بودم و در 25 تا 30 تز دانشجويي كه قابل تامل بود، با رعايت اصول صحيح در دانشكده سينما ساخته مي‌‌شد، بازي داشتم... من در هاليوود به مدرسه استراسبرگ و مايزنر رفتم تا آموزش بازيگري متد يا شيوه‌گرايي را دنبال كنم. در دانشگاه‌هايUCLA و USC چهار دوره كارگرداني بازيگري را با كارگردان‌هاي حرفه‌اي گذراندم ودر آنجا بازيگري فرانسوي و انگليسي را آموزش ديدم و عطش خاصي براي فراگيري ديگر سبك‌ها داشتم... ضمن آنكه از كارهاي فني جدا نبودم. مثلا دستيار دوربين و صدا بودم، در تئاتر ، نورپردازي صحنه انجام مي‌‌دادم، البته در كارهايي كه بازي نمي‌‌كردم.
    وي در ادامه مي‌‌گويد: به اين نتيجه رسيدم كه بايد بحث‌ سينما را جدي بگيرم از آن زمان كار برايم جدي‌تر شد، پس از تحصيل در اين زمينه اوايل سال 1371 به ايران برگشتم، در هفته چهل ساعت تدريس و مسئوليت آموزش در دانشگاه را تجربه كردم.
    به دنبال بازيگري نمي‌ رفتم، در واقع پس از بازگشت از امريكا در مسير آموزش بازيگري در سطح دانشگاهي قرار گرفتم... تا اينكه بازيگري آمد سراغم... فكر مي‌‌كنم بر حسب تقدير اين توفيق نصيب من شد، به واسطه رشته‌اي كه تدريس مي‌‌كردم و مجاورت با فيلم سازان مختلف وارد وادي بازيگري در ايران شدم، با اينكه در اين 12، 13 سال گذشته تمام وقت من را كارهاي مختلف تلويزيون و بعضا سينمايي گرفته، با اين حال، خودم را كم كار يا گزيده كار مي‌‌دانم.
    
    * * *
    مامون در ولايت فقيه، حضرت‌ابراهيم (ع) در ابراهيم خليل‌ا... ، و حضور در مختارنامه...
    صادقي كه مدرك دكتراي سينما و تلويزيون دارد درباره اين اثرهاي تاريخي مي‌‌گويد: به نقش‌هاي فاخر و تاريخي علاقه خاصي دارم، شخصيت‌هاي تاريخي با همه رمز و رازهايي كه در آن نهفته است برايم جالب است و مدت زماني كه در تاريخ از زمان حيات آنها تا عصر ما گذشته، اين جالب بودن را بيشتر مي‌كند...
    وي در مورد خصوصيات اخلاقي اش مي‌‌گويد: اصولا آدمي پر كار، با صداقت، عاطفي و پرتحرك هستم و هيچ اعتقادي به كينه ورزي ندارم، صدمه‌اي كه اين خصوصيت منفي رفتاري به آدم مي‌‌زند، بيش از نتايجي است كه به بار مي‌آورد...
    او مي‌‌گويد: از خودم راضي هستم، فكر مي‌‌كنم محمد صادقي در حد توانش كارهايي را كه بايد مي‌‌كرده انجام داده است...
    محمد صادقي از راه بازيگري و فعاليت‌هاي آموزشي درآمد دارد« درآمدم خوب است، من آدم مادي نيستم، به ميزاني درآمد دارم كه نيازهايم را بر آورده كند».
    
    
كودكي و تصوير
    
    در كودكي عاشق تصوير بودم، عكاسي، مجلات مصور، نقاشي و سينما، برخلاف بچه‌هايي كه حيوانات ريز و درشت و دست‌آموز را دوست دارند، توجهي به اين موضوعات نداشتم. عذاب مادرم حجم مجلات مصوري بود كه من جمع‌آوري مي‌‌كردم، همين علاقه باعث شد وقتي در رشته مكانيك، ماشين‌هاي كشاورزي و صنايع غذايي قبول شوم به دنبالش نروم. شايد اگر روزي بحث بازيگري و آموزش را كنار بگذارم، از طريق كارهاي كشاورزي و ساختماني و از آنجا كه نزديكاني دارم كه تجربه اين كارها را دارند، مي‌‌روم گندم و جو مي‌‌كارم.
    او مي‌‌گويد: از تنها گذاشتن پسر كوچكم در دنياي وانفساي امروز مي‌‌ترسم، آنقدر كه اين موضوع ترسناك است، چيز ديگري مرا نمي‌‌ترساند، حتي مرگ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:13  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی کورش تهامی

• كوروش تهامي متولد 4/2/1350 در تهران به قول خودش روز تولدش به خاطر خاص بودن تنها روزي بوده كه شب نشده است!
    • در يك خانواده پنج نفري متولد شده دو خواهر دارد كه يكي از خودش بزرگ‌تر است و ازدواج كرده و يك دختر كوچولو به نام ريحانه دارد. خواهر كوچكترش دانشجو است و عاشق شعر و كتاب.
    • پدربزرگش عرب بوده و در عراق به دنيا آمده است اما پدر و مادرش تهران هستند و در تهران متولد شده‌اند.
    • از بچگي عاشق موسيقي بوده، او از كودكي به خاطر آنكه خيلي زود به تخصص رسيده شروع به تدريس تنبك و دف كرد و از همان كودكي طعم مستقل بودن را چشيد.
    • در كودكي پسر خيالبافي بوده. او واقعا عاشق اين كار بوده، زياد اهل شيطنت نبوده اما وقتي شيطتنش گل مي‌كرده به آتش زدن تانكر نفت هم مي‌رسيد!
    • همسرش كارگردان سينما و در فيلم مستند زنان غسال‌خانه آشنا و همين آشنايي منجر به ازدواج شد. همسرش در حال حاضر در فرانسه سرگرم ادامه تحصيل است.
    • در كودكي بچه زياد درسخواني نبوده اما بسيار باهوش بوده و با وجود آنكه اصلا درس نمي‌خوانده هميشه نمراتش بالاتر از 15 مي‌شد.
    • آرزوي كودكي‌اش اين بوده كه دكتر شود تا بتواند مادربزرگش را كه مريض بوده و وابستگي شديدي به او داشته را خوب كند اما دوران دبيرستان نظرش عوض مي‌شود و به فكر خلباني و بازيگري مي‌افتد.
    • فارغ‌التحصيل رشته تئاتر است و مدركش را از دانشگاه آزاد گرفته است.
    • تهامي سربازي نرفته است. از شانس خوب او توانسته هنگامي كه خدمت سربازي را مي‌فروختند سربازي‌اش را بخرد.
    • بچه كه بوده كلكسيون قوطي كبريت با باتري جمع مي‌كرده. مدتي هم به جمع كردن تمبر مي‌پرداخته و عاشق اين كار
بوده.
    • تنها مواردي كه او را در زندگي رنج مي‌دهد، فقر و نداري است. از اين‌كه بعضي‌ها سر جايشان نيستند زجر مي‌كشد.
    • زماني از طرفداران دو آتيشه قرمزهاي پايتخت بوده اما در حال حاضر روي هيچ تيمي تعصب ندارد ولي بازي‌هاي تيم ملي را دنبال مي‌كند.
    • به خاطر اين‌كه هيچ علاقه‌اي به بازي فوتبال و واليبال ندارد تا به حال در هيچ كدام از تيم‌هاي هنرمندان عضو نشده است.
    • به فال حافظ خيلي اعتقاد دارد اما آدم خرافاتي نيست و به هيچ عنوان زندگي را روي فال نمي‌گذارد.
    • در رانندگي بسيار محتاط است تا به حال اصلا تصادف نكرده اما از بد حادثه يك بار ماشينش را دزديده‌اند كه مجبور شده تا 300، 400 هزار تومان خرج كند.
    • در كودكي عاشق كارتون پلنگ صورتي و تام و جري بوده. تمام كارتون‌هاي مورچه‌خوار و سندباد و پينوكيو را تا آخر ديده است.
    • عاشق فيلم‌هاي بروس‌لي و چنگيز وثوق بوده و به محض ديدن فيلم‌هاي آنها جوگير مي‌شده و خودش را جاي آنها جا مي‌زده.
    • از بين بازيگرهاي خارجي، عاشق بازي آل پاچينو، جاني دپ و نيكول كيدمن است و از سبك بازي آنها خوشش مي‌آيد.
    • عاشق دريا و موج است و قشنگ‌ترين رنگ زندگي‌اش رنگ آبي است.
    • به نظر خودش بازيگري باعث شده توجه و وقتش نسبت به اتفاقات اطرافش بيشتر شود و محبت مردم را هم نسبت به او زياد كرده است.

    • از شهرت بدش نمي‌آيد و از امضا دادن و از اين‌كه دور و برش شلوغ باشد اصلا فراري نيست.
    • از بازي در فيلم بچه‌هاي خيابان كار آقاي همايون اسعديان بسيار راضي است. اين زن حرف نمي‌زند را هم يلي دوست دارد.
    • عاشق سريال «هشدار براي كبري 11» و «پرستاران» است و تمام قسمت‌هاي اين سريال‌ها رادنبال مي‌كند.
    • با وجود اين‌كه پول هيچ وقت در زندگي‌اش حرف اول را نزده اما خيلي از كارها را به خاطر دستمزد خوبشان باز كرده است.
    • اول فقط شيفته موسيقي سنتي بوده ولي الان موسيقي پاپ را هم گوش مي‌دهد. از صداي اصفهاني و عصار خوشش مي‌آيد و از پيشكسوت‌ها هم صداي آقاي حسين عليزاده و استاد شجريان را دوست دارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:12  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی محمد علی فردین

محمدعلی فردین

تولد: 1309خ (1930م)

محمدعلی فردین (زاده: 1309خ (1930م)- تهران - درگذشت 18 فروردین 1379 (6آوریل2000 م)- تهران- با نام هنری فردین از هنرپیشگان برجسته سینمای ایران در دهه سی خورشیدی بود.

علت مرگ : ایست قلبی

تحصیلات : متوسطه

افتخارات : قهرمان کشتی ایران مقام دوم المپیک


فعالیت در سینما  : با چشمه آب حیات (1338)


برخی از فیلم های مطرح وی عبارتند از :میعادگاه خشم(1345)- مردان خشن(1350)- جهنم به اضافه من(1351)- غزل (1355)- سلام بر عشق (1353) قصه شب(1352)- ایوب(1350)- کوچه مردها(1349)- خشم کولی(1347)

گنج قارون،1344 - سلطان قلبها (فیلم)،1346.


آخرین فیلمی که فردین در آن ایفای نقش کرده فیلم "برزخی ها"

محصول سال 1361 می باشد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:51  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی مهدی سلوکی

مهدی سلوكی

متولد: سال 1361 اصفهان

متولد اصفهان
    
    مهدی سلوكی در سال ۱۳۶۱ در اصفهان به دنيا آمد، ديپلم خود را در مقطع گرافيك گرفت و در سال ۱۳۷۵ با كليپ سريالی به نام گنجشك و ماه كاری از گروه كودك، فعاليت خود را در تلويزيون آغاز كرد، سپس به دنبال آن در برنامه نيم رخ و آقای رئيس جمهور شركت جست و با سريال «چراغهای خاموش» كاری از كاظم بلوچی چهره شد و در سريال «روشنايی دشت» كاری از عبدالله باكيده هم شركت كرده است كه اين سريال هنوز پخش نشده و به تازگی قرار است در سريالی ۹۰ قسمتی كه هنوز كليد نخورده و كاری است به كارگردانی كيومرث پوراحمد به همراه دكتر عزيزی و حديث فولادوند ايفای نقش كند.
    
    كودكی او
    
    وی در مورد كودكی خود می‌گويد: دوران كودكی ام را خيلی دوست داشتم، همان طور كه می‌دانيد در اصفهان به دنيا آمدم، اما پس از مدتی به تهران آمديم و بزرگ شده محله نارمك هستم و در اين بين چندين مرتبه ديگر به خاطر شغل پدرم به اصفهان رفتيم، البته پيش از به دنيا آمدن من، خانواده ام در تهران زندگی می‌كردند، دوران كودكی ام مثل ساير پسر بچه ها به بازيگوشی می‌گذشت، در كودكی آرزو داشتم خلبان شوم، نقاشی را هم خيلی دوست داشتم، استعداد زيادی داشتم، سعی می‌كردم تحصيلاتم را در اين زمينه ادامه دهم، اما نشد.
    يكی از خاطرات با مزه من در كودكی يا شايد نوجوانی مربوط می‌شود به ۱۲ سالگی ام، كه روی سی و سه پل در حال دوچرخه سواری با يك موتور تصادف كردم و بيهوش شدم، بنده خدا پدر و مادرم تا دو روز از من بی خبر بودند و به تمام بيمارستان های شهر اصفهان سرك كشيدند تا اين كه مرا پيدا كردند.
    
    بهترين مشوق هايم
    
    بدون اغراق پدر و مادرم اولين مشوق‌های من بودند، آنها با فعاليت من در زمينه هنر هميشه موافق بودند و هيچ گاه مرا منع نكردند. و هميشه دوستان خوبی برای من بودند، در زندگی شخصی ام پدر و مادرم جزو بهترين دوستان من بودند و می‌باشند. هم چنين تنها برادرم محمد... (گفتنی است كه خانواده سلوكی از همين دو پسر تشكيل شده است).
    
    خاطرات
    
    ايفای هنر هميشه دارای خاطرات خوب و بد است، يعنی دنيای هنر بدون خاطره معنايی ندارد، مهدی سلوكی در مورد اين خاطرات می‌گويد: «فكر كنم مربوط به همين سريال چراغ‌های خاموش بود، ما در آن سريال روزی ۷، ۸ ساعت بايد جلوی دوربين بازی می‌كرديم. در آن زمان موتوری زير پايم بود كه با آن به منزل می‌رفتم، يك روز كه از صحنه فيلم برداری برمی‌گشتم، با پژو تصادف كردم و يك هفته كار خوابيد يك بار هم در سه صحنه روشنايی دشت، موتوری به من زد و فيلم برداری نيمه تمام ماند. در همان سريال يك بار هم هنگامی كه هوا بسيار سرد بود، داخل آب افتادم، خاطره‌ای بسيار زيبا بود كه هميشه در ذهن من می‌ماند».
    
    آرزوهای خوب
    
    «بزرگترين آرزويم در زمينه كاری ام می‌باشد كه دوست دارم آدم موفقی در جامعه شوم، سعی كردم بيشتر خودم الگو باشم تا اين كه الگويی برای خود انتخاب كنم، دوست دارم آدمی باشم كه با بقيه فرق داشته باشم».
    از نگاه مهدی سلوكی رمز موفقيت چيست؟
    «فكر كنم اين بود كه نصيحت ها و راهنمايی های پدر و مادرم را با آغوشی باز پذيرفتم و هم چنين برادر بزرگترم را البته در زمينه هنری هم نبايد راهنمايی های «كاظم بلوچی» كارگردان چراغهای خاموش را ناديده گرفت كه كمك های شايانی به من كرد. اما به طور كلی از نظر من انسانی موفق است كه اطلاعات عمومی‌ بالايی در همه زمينه‌ها داشته باشد.
    
    هنر، استعدادی ذاتی است
    
    هنر، از نگاه مهدی سلوكی چيست؟
    «هنر يك نوع استعداد ذاتی در انسان است، كه در اكثر آدم ها وجود دارد و انسان ها هر يك به نوعی در خود استعدادهايی دارند كه بايد آنها را شناخته و سپس پرورش دهند».
    آيا خود او هم به كارهای هنری می‌پردازد؟
    «همان طور كه گفتم به نقاشی علاقه زيادی دارم، از اين رو بعضی اوقات كارهای گرافيكی انجام می‌دهم، با يكی از دوستانم گالری نقاشی برگزار كرديم، به نام «گالری سحرآميز»، كه انواع و اقسام نقاشی های رنگ روغن، نقاشی روی پوست و هم چنين نقاشی های رئال در آن به نمايش گذاشتيم، البته با كمك دوستان...» فكر می‌كنيد كه مهدی سلوكی به جز هنر بازيگری به كاری می‌پردازد؟
    «با برادرم دفتر مونتاژ فيلم داريم كه از اين كار بسيار راضی هستيم».
    
    پرسپوليسی‌ام
    
    خيلی عجيب است، معمولا" هنرمندان بيشتر نمی‌گويند كه طرفدار چه تيمی‌هستند، اما مهدی سلوكی عكس ديگر همكارانش عمل كرد: «طرفدار دو آتيشه پرسپوليسم، بهترين بازيكنان ايرانی هم به نظر من علی كريمی‌و احمدرضا عابدزاده هستند، از تيم های خارجی هم طرفدار رئال مادريد هستم».
    و حال در زمينه هنر: «بهترين فيلم به نظر من رنگ خدا است و بهترين فيلم خارجي، جنايت و مكافات، بهترين سريال: شب دهم، بهترين بازيگر مرد و زن ايراني: محمدرضا فروتن و كتايون رياحی و از خارجی ها، بايد به تام كروز و نيكول كيدمن اشاره كنم. بهترين كارگردان ايراني، مسعود كيميايی و كارگردان خارجی مارتين اسكورسيزی است».

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:49  توسط مهدی خسروی  | 

پیر خاک خورده سینما داریوش ارجمند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:47  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی رضا کیانیان

رضا كيانيان

تاريخ تولد: 1330

رضا كيانيان
تاريخ تولد: 1330
مدرك تحصيلي: فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران.
از سال 1345 بازيگري تئاتر را آغاز كرد و در نمايش هاي آنتيگونه، خرده بورژوا، چهره هاي سيمون ماشا، ازدواج آقاي مي سي سي پي، يادگار سالهاي شن و... بازي كرد.
او علاوه بر بازيگري در زمينه طراحي صحنه و فيلمنامه نويسي هم كار كرده و چند سال پيش براي طراحي صحنه نمايش « نيلوفر آبي » برنده جايزه شد.
در شانزدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم آژانس شيشه اي جايزه بهترين بازيگر نقش دوم را گرفت و در سيزدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم كيميا كانديداي دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد نقش دوم بود. در ضمن او در فيلمهاي سينما سينماست و روبان قرمز بازيهاي فوق العاده اي ارائه داده است.
او براي بازي ماندگارش در فيلم خانه اي روي آب سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد را از بيستمين جشنواره بين المللي فيلم فجر بدست آورد.

فیلم شناسی:
تمام وسوسه هاي زمين (حميد سمندريان، 1368)
پاتال و آروزهاي كوچك (مسعود كرامتي، 1368)
مرد ناتمام (محرم زينال زاده، 1371)
درد مشترك (ياسمن ملك نصر، 1373)
كيميا (احمدرضا درويش، 1373)
مادرم گيسو (سيامك شايقي، 1374)
سلطان (مسعود كيميايي، 1375)
سينما سينماست (سيدضياء الدين دري، 1375)
آژانس شيشه اي (ابراهيم حاتمي كيا، 1376)
روبان قرمز (ابراهيم حاتمي كيا، 1377)
بوي كافور عطر ياس (بهمن فرمان آرا، 1378)
چتري براي دو نفر (احمد اميني، 1379)
رومشكان (ناصر غلامرضايي، 80-1379)
عيسي مي آيد (علي ژكان، 80-1379)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:41  توسط مهدی خسروی  | 

کمدین نویس وکارگردان وبازیگر سینما و تلویزیون مهران مدیری

Image By Foto.coo.ir
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:33  توسط مهدی خسروی  | 

بزرگ استاد سینما و تلویزیون عزت الله انتظامی

Image By Foto.coo.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:31  توسط مهدی خسروی  | 

رضا رویگری بازیگر سینما یا بیشتر تلویزیون

Image By Foto.coo.ir
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:26  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی حمید لولایی

 متولد 1334 در محله عشرت‌آباد تهران.
    • اصالتا شمالي است اما بزرگ شده محله عشرت‌آباد است متاهل و دو دختر به نام‌هاي مريم و سارا دارد.
    • از كودكي عاشق بازيگري بود و با استفاده از جعبه‌هاي پودر لباسشويي و چسباندن عكس و گويندگي بچه‌هاي محل را دور خود جمع مي‌كرد.
    • با پول‌هاي عيدي خود به سينما مي‌رفت. بهترين تفريح زمان كودكي‌اش سينما رفتن بود.
    • عشق به بازيگري در 15 سالگي او را به كلاس‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كشاند.
    • دوره كلاس‌هاي هنرهاي زيبا را به صورت شبانه گذراند.
    • كار تئاتر را به طور جدي در سال 1358 با بازي در نمايشي به كارگرداني مرحوم رضا ژيان و سياوش طهمورث شروع كرد.
    • «پيكرتراش» فيلم سينمايي بود كه از آن به عنوان كار دوم خود ياد مي‌كند اما اين فيلم به اكران عمومي در نيامد و هيچ وقت ديده نشد.
    • در آغاز جنگ در فيلم سربداران هم نقش كوتاهي را ايفا كرد كه اين آخرين فيلم او قبل از شروع جنگ تحميلي بود.
    • با شروع جنگ تحميلي به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند.
    • در زمان خدمت سربازي همچنان به كار تئاتر مشغول بود «سبزه دوست بچه‌ها» تئاتري بود كه او در اين دوران به همراه مرحوم رضا ژيان براي بچه‌ها اجرا مي‌كرد.
    • در سال 69 در كلاس مديريت سينما شركت كرد و پذيرفته شد و مديريت سينما عصر جديد را به عهده گرفت.
    • مديريت سينما آزادي او را دوباره به دوستان قديمي‌اش رساند كه اين ديدار مجدد موجب روي آوردن دوباره لولايي به بازيگري شد.
    • «فراموشخانه» مجموعه‌اي بود كه با آن كار و بارش رونق يافت به همين خاطر از مديريت سينما استعفا داد و به بازيگري روي آورد.
    • بهترين فيلمي كه در هنگام مديريتش در سينما اكران شد «مادر» بود كه هميشه از آن به خوبي ياد مي‌كند.
    • سال 1372 از مديريت سينما آزادي استعفا داد و دقيقا يك سال و نيم بعد، سينما آزادي دچار آتش‌سوزي شد.
    • عشق و علاقه او به بازيگري حتي در زمان مديريت سينما لحظه‌اي او را رها نمي‌كرد به طوري كه هرگاه فرصتي به دست مي‌آورد زود جيم مي‌زد و خود را به سر صحنه مي‌رساند.
    • با ساعت خوش قدم به عرصه طنز گذاشت. داريوش كاردان اولين كسي بود كه قابليت‌هاي او را در اين وادي كشف كرد.
    • در ساعت خوش بيشتر از همه عوامل با مهران مديري و رضا عطاران رابطه بهتري داشت.


    • مديريت سينما مانع ازحضور مدام او در سريال ساعت خوش مي‌شد. به همين دليل بازيگري را به مديريت سينما ترجيح داد.
    • با خشايار مستوفي حسابي گل و خود را به جامعه طنز معرفي كرد.
    • در بازيگري تنها مشوق خود را مادرش معرفي مي‌كند و هميشه به خاطر صداقت و روراستي‌اش زبانزد خاص و عام است.
    • نقاشي تنها هنري است كه به بازيگري نزديك مي‌داند او عاشق كارهاي آنتوان چخوف است.
    • صبر و تحمل زيادي دارد و بسيار كم‌حرف است اما خودش را هيچ وقت دست كم نمي‌گيرد.
    • خودش معتقد است حميد لولايي آدم بي‌آزاري است. اخلاق او در منزل بسيار عالي است.
    • بسيار دل رحم و مهربان است و بسيار علاقه دارد به ديگران ابراز محبت كند.
    • عاشق سواركاري است و فوتبال را خيلي دوست دارد.
    • عاشق بازي چارلي چاپلين است. در بچگي براي ديگران اداي چارلي چاپلين را در مي‌آورد.
    • به بازي پرويز پرستويي علاقه فراواني دارد و از عطاران به عنوان آدم خوش فكر و بسيار فروتن ياد مي‌كند.
    • از تلخ‌ترين خاطره‌هاي زندگي‌اش فوت مادر خانمش بود كه روي او تاثير زيادي داشت.
    • تعصب خاصي روي دو تيم پرسپوليس و استقلال ندارد اما به بازي مهدي مهدوي‌كيا در تيم ملي علاقه‌مند است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:24  توسط مهدی خسروی  | 

بهرام رادان مرد شماره 2 سینما

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:24  توسط مهدی خسروی  | 

کی میگه حامد بهداد سر شناس نیست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:20  توسط مهدی خسروی  | 

چند تا از عکس از حامد بهداد بازیگر سینمای امروز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:18  توسط مهدی خسروی  | 

بیوگرافی حامد کمیلی

حامد کمیلی متولد ۱۴ تیر ماه سال ۱۳۶۱ در اصفهان .

دارای مدرک کارشناسس مدیریت بازرگانی و کاردانی کامپیوتر .

دارای ۱۰ سال فعالیت تئاتر در پروندهی هنری خودش .

فصل مورد علاقه : پاییز

چون به گفته ی خودش در پاییز غمی وجود دارد که در عین شادی نهفته هم دارد .

دارای شش سال سابق آشنایی با ساز پیانو .

کارهای مورد علاقه در اوقات فراغت : خواندن فیلنامه / تماشای فیلم / نوازندگی پیانو و همراهی با خانواده .

دارای ۲ برادر ۲ قلو به نام های احسان و ایمان که هر دو تازه وارد دانشگاه شدند .

احسان عمران و ایمان معماری می خواند .

وضعیت تاهل : مجرد ...

حامد کمیلی کارشناس مدیریت بازرگانی است .اهل اصفهان است . کارش را با تئاتر در اصفهان شروع کرده و بعد در تهران ادامه داده و در این رشته از شاگردان فریدون خسروی و گلاب آدینه بوده است.جایزه ی بهترین بازیگران تئاتر فجر را برده است.دو کار ملک دل به کارگردانی سعید سعدی و حرف ربط فریدون خسروی را آماده ی کار دارد.

او اهل مطالعه است وبه آینده اش امیدوار . اطرافیانش از او به عنوان انسانی پاک ساده و صمیمی یاد می کنند . در زمینه ی روانشناسی مطالعات زیادی دارد. پیانو وتار می نوازد . بسکتبال هم بازی می کند. از خواننده ها به شهرام ناظری علاقه مند است. از بازیگران خارجی آل پاچینو شون پن و از بازیگران ایرانی علی نصیریان و پرویز پرستویی و رضا کیانیان را دوست دارد . او می گوید: برای انتخاب نقش اولین چیزی که برایم مهم است ارتباط اولیه خودم با نقش است. ولی نقش هایی که خیلی خاص باشند و بتوان به شکلی ویژه به آنها نگاه کرد و نقشهایی که حرفی برای گفتن داشته باشند برایم خیلی باارزشند. دوست دارم در هر نقشی که ایفا می کنم همیشه حرفی برای گفتن داشته باشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:16  توسط مهدی خسروی  | 

اینم داش محمد گلزار خودمون

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 9:54  توسط مهدی خسروی  | 

مطالب قدیمی‌تر